تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
دنیای کوچکی برای گذاشتن لبخند بر روی لبان شما و گاهی خالی کردن خودم .....


داشتم أمار جهانی بیشترین کسانی که بهشون فحش میدن رو میخوندم آمار ایران نظرم رو جلب کرد ....

.

.

.

.

.

.

.

.

عکاس عکس شناسنامه :|

داور فوتبال پلی ستیشن :|

مراقب سر جلسه امتحان :|

گوینده ی تلفن همراه که میگه دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است :|

خود مشترک مورد نظر :|

عمه های ملت :| 



-وقتی می خوای خانمی رو از کاری منع کنی بهش بگو:
«برای پوستت خوب نیست» در 99.73 درصد موارد جواب می ده

 

- بابای من هر وقت پول برق زیاد میاد میندازه گردن لامپ مودم من!

ﺗﻮ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺭﻓﺘﻢ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ، ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ ﺩﯾﺪﻡ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮐﻪ ﺑﻐﻞ ﺩﺳﺘﻢ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺳﺮ ﺟﺎﯼ

 ﻣﻦ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ : ﭼﺮﺍ ﺟﺎﯼ ﻣﻦ ﻧﺸﺴﺘﯽ ؟ ... ﮔﻔﺖ : ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺷﺪﯼ : ! ﭼﻦ

 ﺭﻭﺯﻩ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﺷﺎﻣﭙﻮ ﺑﺎ ﻧﻮﻥ ﻣﯿﺨﻮﺭﻡ ﺑﻠﮑﻪ ﺑﻤﯿﺮﻡ

 

سلامتی عشقم که وقتی دل بست ... درو روی همه بست ^__^ . . . . عه... درو رومنم

بست o_O درو باز کن خره.. منم... عجبا :|  بابا منم....وا کن عجب احمقیه... :))) شما

برید ببینم این چه مرگشه!!!

 

هنگام بغض یک زن بهش نزدیکتر بشید! و موقع بغض یک مرد ازش فاصله بگیرید!...

  قبل خواب هم که حتما مسواک بزنید! به پدر مادرتونم نیکی کنید! همین دیگه...😂😂

 فعلا نصیحتی ندارم حجابتم رعایت کن. کولرم خاموش کن

 

بابام رفته بود شیرینی بخره ولی دست خالی برگشت.همزمان با رسیدن بابام، مهمونامون

هم رسیدن و یه بسته شیرینی برامون آورده بودن.مامانم که فکر کرده بود شیرینی رو بابام

 خریده، چید تو ظرف و آورد تعارف کرد به مهمونا! حالا هی میگه تورو خدا ببخشید

ما هیچ وقت از این شیرینی آشغالیا نمیخریدیم نمیدونم چی شده شوهرم از این شیرینیا

خریده، شرمندم...!!!

 پسرا :

شنیدم کامپیوتر گرفتی . مشخصاتش چیه ؟
۸ گیگ رم – ۱ ترا هارد …
دخترا :
شنیدم کامپیوتر گرفتی . مشخصاتش چیه ؟
صورتیه ( ذوق مرگ )

دختر: عزیزم دوستم دارى؟
پسر: اره خیلى
دختر: بهم ثابت کن 
پسر: چجورى؟!
دختر: برو با یه شیر بجنگ

پسر:عزیزم اخه من اگه با شیربجنگم من و تیکه تیکه میکنه و مى خوره بدش دیگه چیزى

ازم نمیمونه... یه چیز دیگه بگو؟!
دختر:وایبرتو بده بخونم :)))
پسر: کو؟ کجاس این شیر پدرسگ؟! بگو برم پاره پارش کنم ....

همسرم
همدلم
همزبونم
همپام
همدستم
همش درد میکنه
خداییش دکتر خوب سراغ ندارید ؟!

 



تمساح رو هروقت از آب بگیری.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

میگیره جرت میده!

آخه من نمی فهمم انتظار داری تمساح تازه باشه وقتی از آب میگیریش؟

جدی انتظار داری تمساح رو بگیری از آب؟

تمساح هم قد توئه؟

شوخی داره باهات؟

×××××××××××××××

اینایی که میرن رو ریل قطار میخوابن عکس میگیرن

 

واقعا اینا نمیدونن قطار فاضلابشو کجا خالی میکنه؟


من دیگه حرفی ندارم


منبع:http://www.f-a-e-z-e-h-75.blogfa.com


یه ژاپنی به زنش میگه:

” TiKi Taki ‘

زنش میگه:

” Kua Nini ”

ژاپنی ناراحت میشه میگه:

” taka anji radiyumba yaku ”

زنش گریه میکنه میگه:

” mimi takunı misamihi ”

یه جوری میخونی انگار سر در میاری با مسائل خانوادگی مردم چیکار داری؟ 



بگـــــذارכوستــــــ بمانــیــم

عشـــــــق 

همه چیز را פֿـرابــــــ میڪنـכ . . . !


صبح آخرین روز فروردین ۹۶تون بخیر:دی
 
سلام به قاصدک های خبر رسان که محکوم به خبرند و سلام به شقایقهایی که محکوم به عشقند
و سلام به تو که محکوم به دوست داشتنی
صبح بخیر
امیدوارم روزت رو با یه دنیا امید، یه بغل آرزو
و یه عالمه انرژی مثبت شروع کنی…
صبح نازت بخیر


#از طرف خودم و خودم

من و تنهایی


چقدر دلم تنگ شده واست!

خواهری کوجایی

چرا رفتی

کاش بودیوبازم قصه تک تک روزامو واست تعریف میکردم

وتو هم از دل خودت میگفتی

من تو رو دلداری میدادم و تو منو

هیچکس به اندازه تو منو نمیتونه آروم کنه جز خدا

.....

دلم واسه مهربونیات تنگ شده

واسه حرفای مهربونت که پشتش غم نشسته بودن

حرفای پر از تجربت

ممنونم ازت آجی جونم

:(

:)


روزهـا مـیـگُـذَرَن‍ـد ...

و مَنـ هـَر روز ...

دُنـیـا را ب‍ـیـش‍ـتـَر مـیـشـِنـاسـَمـ‍ ...

عـاقـِلـ تـَر مـیـشـَوم‍ـ ...

دیـگـَر کَـمتـَر رویـا مـیـبـافَـمـ‍ ...

وَ دیـرتَـر آدَمـهـا را بـاوَر مـیـکُـنَـمـ ‍...

بـیـشتـَر اِحــس‍اساتَـمـ‍ را نـادیدِه‍ میـگیـرَمـ ‍...

روزهـا مـیـگُـذَرَنـد ...

و مَن‍ـ هـَر روز ...

بیشتَر اَز دُنیاۍ سادِگۍ اَمـ‍ فاصِلِہ میگیرَم‍ـ :)

•|روزا ارومــ


•|شـــبـا داغـــونــ


•|ایــنـِــ قـــانـونــ :)

⇆فَـــرآمـوشـ کُنْـ⇄ ✡عِـینِ‍ یِـ آلزآیــمِریـ✡

 
 
 
 
 
+آدامـــــس ها . . .
بـــزرگترین اســاتیـــــد معـــنویـــــت هـستــند ،
از کـودکیــمان تــلاش می کنــند به مـــــا بفهـــمانند ،
هــیچ شیـــرینـــــی ای مانـــدگــار نیــــســـــت . . .
 
++همینجوری

 
+++ناراحت باشی
قلبت بهت فشار بیاره
اما اشکات اجازه ریخته شدن نداشته باشن...
:(((((
 
 
#هر روز-خلوت-تر-از-روز-قبل-میشود-اینجا
:(
 

شاید باورتون نشه...

من!

منی که گاها هر روز خودمو با گریه هام خالی میکردم

الان چهار روزه که گریه نکردم

سابقه نداشته!


دلم واسه اشکام تنگ شده

دیگه حتی اگه بخوامم نمیبارن مگر.....مرگ!

مرگ تنها چیزی است که چشم هایم و اشک هایم را بی طاقت میکند


#مرگ تنها چیزیست که دربرابرش بسیاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااار نا توانم

دلم نمیخواهد برای دلتنگی هایم مرگی رخ دهد

....


+دلم برای چیزی تنگ شده که خودم با دستای خودم از چشمام روندمش




 میترωـҐ از בـפֿـتراے ڪـہ شرҐ פּ פـیا نـבارלּ


 ایناے ڪـہ هر رפּـز با یڪے مے پرלּ 


 ایناے ڪـہ بـפֿـاطر یـہ پـωـر هزارتا בرפּـغ بـہ پـבر ماـבرشـפּـלּ میگלּ


 ....ایناے ڪـہ از اـפــωـاـωـات بـפּـے نبرבלּ 


 ....ایناے ڪـہ ظراـ؋ـت زنـפּـنـہ نـבارלּ 


 .... ایناے ڪـہ بـב בهنלּ 


 ....ایناے ڪـہ شیطنتـפּ با هرزگے اشتباـہ گر؋ـتלּ


 ایناے ڪـہ بـہ جاے شیطنتاے בـפֿـترפּـنـہ ڪارشـפּـלּ شـבـہ تیغ زבלּ פּــבنیاشـפּـלּ شـבـہ مـבل ماشیלּ פּ

پـפּـل פּ شارز


 ... میترωـҐ 


 میترωـҐ از בـפֿـتراے ڪ בیگـہ בـפֿـتر نیـωـتלּ


 بانـפּ בـפּــωـت مלּ 


 פֿـیلے بیشتر از اینا مے ارزے ᓆــבر פֿــפּــבتـפּ بـבـפּـלּ  


 פـیا ؋ـاز بالا  


من حداقل 15 حقیقت رو راجع به شما میدونم:



1.الان 
توی اینترنتی


2.الان توی وبلاگ باحالی هستی(اعتماد ب نفسو باش).


3یک انسان هستی


4.الان داری پست منو میخونی


5.تو نمیتونی با زبون بیرون بگی ژ


7.الان داری امتحان میکنی


8.الان خنده ات گرفت


9.اصلا ندیدی که عدد 6 رو جا انداخته ام


10.الان چک کردی ببینی واقعا جاانداختم عدد 6رو یا نه


11الان باز خندیدی


12. نمیدونی که من یه عدد رو هم چند بار نوشتم


13الان چک کردی ببینی کدومه


14. پیداش نکردی و داری فحشم میدی


15ولی نمیدونی که منم دارم به تو میخندم چون منظورم


عدد 1 بود که 8 بار تا الان نوشتم ...


به سـلامتی خودمون


که دردامونو روی این دیوار مجازی می نویسیم...


به ســلامتی کسایی که


خونده نخونده دردامونو لایکـــــــــــ­ می زنن....


وبه سلامتی کسایی که


از دردمون خوششون میاد و


copy-past می کنن . . . 




دگر اهمیتی ندارد

دیگه واسم اهمیت نداره که

کسی میخواد بهم بی محلی کنه

خودشو واسم بگیره

زنگ تفریح ها تنها بشم

پشت سرم حرف بزنن

دیگه گریه نمیکنم

اشک نمیریزم

واسم مهم نیست که یه معلمی از سر غفلت و ندونستن کل ماجرا بهم صفر بده

مهم نیست که به خاطر یه شخص دیگه من صفر مگیرم

برام مهم نیست که حرفمو باور نمیکنه

برام مهم نیست که اون شخص به ظاهر دوست

یا اون معلم بی.....

به حرفام گوش نمیکنن

ازم نمیپرسن چرا

برام مهم نیست

هیچی واسم مهم نیست

اینبار میخوام واسه خودم زندگی کنم

به حرفای هیچکس گوش نمیدم

خط دلمو میگیرمو دنبال میکنم....خط عقلمو میگیرمو دنبالش میکنم

اینبار میخوام عقل و دلمو بزارم کنار هم و یه خط جدید بسازم

بقیشو میسپرم به خودت خداجونم

بهم توانشو بده


خواستن یک اتفاق خوب خودخواهی نیست!

دلم یه اتفاق متفاوت میخواد

یه چیز یهویی و عالی

یه اتفاقی که آرامشو برگردونه 

به زندگیم رنگ بپاشه

یه اتفاق خوب

خیلی خووووووووووووووووووووووووووووووووووووووب



#شبتون  پر از آرامش


۲۹

۲۹


احیانا کسی هست که امروز یا در این روز ها تولدش بباشد
تولدش مبارک^ــــــــــــــــــــــــــ^

#همینطوری یهوییــــــــــــــــــــــــــ دلم خواست به یکی بگم تولدت مبارک




متنفرم از وقتایی که 

تنها چیزی که سکوت توی یه اتاقو بشکنه

تیک تیک ساعت باشه




#درسته که من گاهی(شایدم خیلی وقتا)حرفی نیزنم

حرفی ندارم که بزنم

دلم میخواد حرف بزنم ولی نمیتونم

اما باور کنید خیی دوس دارم به حرف بکشوننم

باور کنید دیگه خودمم از تنهای بیزار شدم

از سکوت متنفر شدم

...



#این دوروز خیلی بد بود:/

اما بازم خدایا شکرت

مطمئنم خیلی بدتر از این ممکن بوده بشه:)


ترنم تنهایی ۹۶-۱-۲۸ ۷ ۱۸

ترنم تنهایی ۹۶-۱-۲۸ ۷ ۱۸


همه کلامات در شاید باقی مانده اند

و من سرگردان در دنیایی که کوچکیش خفه ام میکند

در حالی که همه ادعا میکنند دنیا بزرگ است


من تکذیب میکنم!

تکذیبیه ای به تمام دنیا مینویسم که این دنیا .....بزرگ نیست

هر چقدر بگردی آخرش به خودت میرسی

دنیا اونقدر کوچیکه که از هر دستی بدی از همون دست میگیری

نرنجان

اشک کسی را در نیاور

قلب کسی را نشکن

دنیا دو روز است


#تکذیبیه ای خواهم نوشت و به همه دنیا ثابت خواهم کرد که دنیا کوچک تر از قلب نوزاد شیرخواره ای در آغوش والدینش است

ثابت خواهم کرد که دنیا کوچک تر از اندازه ی عشق مادر به فرزندش است



۹۶-۱-۲۸ ۲ ۷ ۲۳

۹۶-۱-۲۸ ۲ ۷ ۲۳


شروع یک روز جدید با حالی داخان

:/

:|


++خدا میدونه امروز چی میشه

و چه اتفقات بدتری در راهن:(



#با اتفاقات خوب کار ندارم

اونا به کنار

من الان

در این لحظه

و در این نقطه از زندگی

تنها نگران اتفاقات بدی هستم که هر لحظه تعدادشان بیشتر میشود


چرا

آخه واقعا چرا

چرا همه چی داره میشه عین دوسال قبل حالا با کمی تفاوت

یعنی اینهمه تلاش برای تغییر

این همه مسخره بازی برای احساس خوشبختی کردن

اینهمه...

هیچی!

نمیتونم

دیگه نمیتونم از اول شروع کنم

خدایا

دیگه نمیتونم

ببخشید!


+گفت عوض شدی

گفتم آره

گفت یعنی دیگه اون آدم سابق نیستی 

؟!

گفتم نه..خیلی فرق کردم

گفت پس چرا بیشتر گریه میکنی؟!


جوک های بسیار خنده دار ایرانی + جدید

جوک های بسیار خنده دار ایرانی + جدید
 

مسلمان نیست کسی که روی مودم وایرلسش پسورد می‌گذار،در حالی که همسایه‌اش شب بدون اینترنت می‌خوابد!
 

********* جوک های بسیار خنده دار ایرانی + جدید

جوک های بسیار خنده دار ایرانی + جدید

امروز به من ثابت شد که ۲۰۱۲دنیا تموم نمیشه

اخه یه چیپس خریدم انقضاشو نوشته بود ۲۰۱۵

 
 *********

بهش بگی دوسش داری

پرو میشه میره !

بهش بگی ازش بدت میاد

نا امید میشه و میره !

محبت کنی

خوشی میزنه زیر دلش و میره !

محبت نکنی

از یکی دیگه محبت میگیره و میره !

خلاصه میره …

خودتو خسته نکن!!!

 

*********

 

خدایا به هر کس که دوست میداری بیاموز که تابستان از زمستان گرم تر است
 و به هر کس که بیشتر دوست میداری بفهمان که اودکلن کار حمام را نمیکند

 

*********

 

نصیحت یه شوهر به زنش

هر وقت یه سوسک تو دستشویی دیدی با دمپایی فورا نکوب رو سرش…

بی توجه از بغلش رد شو… این کار از صدتا فحش براش بدتره

 

*********

 

دختره میره لوازم التحریری و میگه

آقا کارت پستال تو تنها عشق منی رو دارید؟…

مرده میگه : بله داریم. میگه : پس ۱۲تا بدید لطفا..!!!

 

*********

 

سال ها برای برابری زنان و مردان تلاش کردیم

و بالاخره توانستیم حق مش کردن مو، سوراخ کردن گوش و برداشتن ابرو را

به آقایان تقدیم کنیم!

 

*********

 

لذت بردن یعنی اینکه بری مهمونی، دخترشون برات شربت بیاره

آروم بگی :خودتون درست کردین؟؟ اونم با عشوه بگه : بله نوش جان

تو بگی : پس نمی خورم ، مرسی !

 

  *********
  

بابام خطاب به من: به خدا پولی که تو این ۲۰ سال خرج تو کردم میدادم سکه میخریدم الان میلیاردر بودم و الان با این پول میتونستم یه پسر تحصیل کرده ی دانشمند همسن و سال تو واسه خودم بخرم و بهش افتخار کنم!

 *********

احتمال میدم ضرب‌المثل یک دست صدا نداره قبل از اختراع بشکن گفته شده باشه !


  *********

  

زندگی متأهلی یعنی

به همسرت مسیج بدی: ای عشق، خداوند نگه‌دار تو باشد

اونوقت جواب بگیری:

یه بسته قارچ، آب‌لیمو، مرغ ، نون !

  *********
  

همه پسرا فکر می کنن بزرگترین آرزوی یه دختر پیدا کردن یه پسر رویایی هستش اما نمی دونن بزرگترین آرزوی یه دختر غذا خوردن بدون چاق شدنه


  *********

  

پسر: عزیــــــــــــزم!!!

دختر: جووونـــــم!!!

پسر: گــــــــــلِ من!!!

دختر: جانــــم؟؟

پسر: عشــــــقم!!!

دختر: جان؟؟؟

پسر: زندگـــی من!!!

دختر: بله؟؟؟

پسر: نفسِ من!!!

دختر: زهـــرمار! بازم اسمم یادت رفته؟؟؟!!

  *********
  

یارو تو ژاپن راننده ی تاکسی میشه…

هرکی براش دست بلند میکنه

 میگه شوخی نکن دیگه…

 تورو الان رسوندم..!

  *********
  

این روزا عده ای یه جوری زیرآبی میرن که دلت میخواد بهشون بگی :من نگاه نمیکنم بیا بالا یه نفسی بکش لااقل خفه نشی!!!!


  *********

  

وقتی مو تو غذا باشه،فرقی نداره مژه ی دلبر باشه یا سیبیل اصغر آقا!


  *********

  

نظرتان در مورد این جمله چیست؟

(مهرم حلال ، جونم آزاد)

الف) زیبا ترین جمله دنیاست

ب) با معنا ترین جمله دنیاست

ج) خوشحال‌کننده‌ترین جمله دنیاست

د) تخیلی‌ترین جمله عصر کنونی است

  *********
  

انواع عقیده در تولید :

امریکایی : هم خوب کار کنه هم با دوام باشه

انگلیسی : جنسش خوب باشی و مشتری راضی باشه

ایرانی : تا وقتی مشتری میخره سالم باشه بعد که خرید مهم نیست

چینی : فقط ایرانی بخره … !!!!

  *********
  

تا حالا دقت کردین تو جاده های ایران وقتی قسمت انگلیسی تابلو اسم یک شهر رو می خونین بهتر متوجه میشین تا فارسیش رو … !!!!

  *********
  

نشستیم با فک و فامیل اسم فامیل بازی میکنیم…

داییم میوه از *ی* نوشته یه کیلو خیار..!!

هیچ جوریم زیر بار نمیره که قبول نیست…


  *********

  

 کلاغ اولی : غار

 کلاغ دومی : غار ؟؟؟

کلاغ اولی : په نه په هتل ۵ ستاره!

 



پ.ن:دوباره -انتشار


 گاهی دلم میخواهد حرف بزنم

راحت بگذارم بغض گلویم بشکند

و تمامی دردها و غصه هایم را روی دایره بریزم

برای کسی جز خدا

برای کسی که هیچ چیز نداند

و بی حرف گوش کند

برای کسی که دیده شود

که بتوانم دردهایم را رویش خالی کنم

بیرحمیست اما گاهی دلم تفنگی میشود برای توپیدن

گاهی...


+دلم که هوای حرف زدن میکند ،پر میشوم

از حرف

از کنایه

گاهی از طعنه

اما به حرف که میخواهم بیایم ،چیزی جز سکوت نیست

و اشک های بی طاقتی که هیچگاه مرا رها نمیکنند


+آرام بگیر دل من...


اعتراف میکنم که بعضی وبلاگا هستن(از اونایی که دنبالشون میکنم)

وقتی به روز رسانی میکنن حتی اگه وقتم نداشته باشم دلم نمیاد پستشونو نخونم

مثل:


خواستم بنویسم دیدم خیلی زیادن فکر کنم یه26تایی باشن

منم گفتم یه موقع یکی از قلم میفته

بیخیال شدم


اما در عین حال اعتراف میکنم بعضی وبلاگا هستن ک واسه خوندن پستاشون به یه زمان خاص نیاز داری

که اونام تقریبا12تان


اما یه سریای دیگه هم هستن که فقط دنبال میشن

خودمم نمیدونم چرا زیاد به وبلاگاشون سر نمیزنم

اینا دیگه تعدادشون از دست در رفته

شما هم دچارید عایا؟


نمیخواستم بیام

اما دلتنگیو نمیشه کاریش کرد

اومدم دیدم 72تا وبلاگ بروز شده

که تعدادیشونم دارن میرن:(

ناراحت کننده بود

به هر حال نمیدونم چرا هر چی میگذره اینجا فضاش فخناک تر میشه...

:/

 

 

+خیلی بده دلتنگ کسی باشی که دیگه نیست....

 

++وبلاگتون مستدام

 

+++پست آخر وبلاگای بروز شده رو خواهم خوند

اما الان نه

خیلی درس ریخته رو سرم

اما بعضیا رو امروز خوندم:)

 

 

++++چقدر بده عروسی باشه اما آقا بانویی دعوت کنن:(

 

 

+++++از بچگی زود وابسته میشدم...

هعیییی

 

 

 

++++++

 

 


مدت زمان: 1 دقیقه 50 ثانیه 

 


میخواهم دفنش کنم
همه چیز را
همه خاطرات را
از نو آغاز میکنم
چون کودکی دوباره متولد میشوم
اینبار آغاز شگفت انگیزی  خواهد بود
فقط زمان احتیاج است
شاید یک ساعت
شاید یک روز
یک هفته
یک ماه
و شاید یک سال
اینجا شخصی دوباره میخواهد متولد شود
دوباره از نو بسازد
اینجا نفس ها تنگ است
اینجا باد از جنوب به شمال میرود
اینجا جای دیگری خواهد شد...

1.این دفعه با خودش عهد بستم
آدم که قولشو با خدا نمیشکونه
میشکونه!

2.ببخشید که نویسنده دم دمی و بدی بودم

3.تا اطلاع ثانوی
تا خوب شدن حال نویسنده
خدافظ

4.مراقب خودتون و آرزوهاتون و لبخنداتون باشید:)

5.دیشب خیلی آرزو داشتم 
دعا داشتم
خیلی دلم تنگ بود..
خیلی هوایی شده بودم..
خیلی هوا نفس گیر بود...
خیلی....


امضا:ماجده.ک
1396/01/11

تنهایی

دلتنگی

و تنفر

بدترین چیزایی ان که یه نفر میتونه داشته باشدشون

آزار دهنده ترینا ان

....


سن عقلی 44

سال تولد1973

بابا من2002بدنیا اومدم

مگه دارم؟!

مگه میشه!

ینی من انقدر پیر شدم خبر ندارم؟!

+مال ژاپنه


2.یه تست دیگه دادم روانشناسی بود

اون در اومد:

یه تست دیگه ام دادم این در اومد

:


این ینی زود پیر شدم

من همش مگه چند سالمه؟!

زیادی توی خودم غرق شدم و از لذت و خوشبختی ای که میتونستم داشته باشم بی نسیب موندم

هنوزم دیر نشده

من میتونم

میتونم

میتونم


+فعلا پست نمیذارم

تا یکم حالم بهتر شه:)


نصف جذابیت دخترا به ترسو بودنشونه...

دختری ک سوسک بکشه ب درد زندگی نمیخوره...

 

 

 

داشتم فوتبالیستا میدیدم

 

لامصب سوباسا توو دلش میگه : ما بایدببریم

 

میزوگی از توو تماشاگرا میگه : درسته سوباسا

 

 زنه یه سیمکارت میخره میخواسته شوهرشو سوپرایز کنه ، 

از تو اشپزخونه به شوهرش اس میده :سلام عزیزم خوبی !!!!!

 شوهرش جواب میده : سلام گلم خودم بهت زنگ میزنم ، الان عنتر خانوم تو آشپزخونست !!!! 

 

 

یارو تا دیروز توی خونه شون نمیزاشتن چایی بخوره 

که یه وقت شب سیل نیاد

 حالا به ما که رسیده میگه : قهوه ، فقط تلخ باشه پیلیززز

 

مثل این شوفر اتوبوسا یه فلاسک چایی گذاشتم پایین میز کامپیوتر 

همینطور که نگام به مانیتوره خم میشم میارمش بالا …

 انگار قراره ماشین از جلو بیاد !

 

 

 

عاشقِ اون لحظه م که استاد هی درس میده

هی درس میده ،

هی درس میده

بعد یه سوال میپرسه ،

همه مثه بُز زل میزنن بهش

 

 

 

هیچ لذتی بالاتر از این نیس که.. 

 

 

به بچه ی 2-3ساله بگی مامانتو گرگ خورده... :))))

 

 

اقایون اینقد نگید دخترا ترشیدن و خواستگار ندارن و از این حرفا.......

خو پول ندارین برین زن بگیرین جرا بهونه میارین.....!!!؟

 

#˙·▪● ϟ ☆دل نوشته های من ☆ ϟ ●▪


برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید



آبریزش بینی و سوزش گلو و کمر درد و سردرد

بنده را گوشه گیر کرده است

نمیدانم کی قرار است دست از لجبازی بردارم...


+یه ماه رجب دیگه هم اومد....


++تمام محاسباتم را بهم ریخته این مریضی:(


چقدر بدم میاد از نوشتن نظر خصوصی برای اون وبلاگایی که کد امنیتی دارن

همش یادم میره اون تیک خصوصیو بزنم:/

آلزایمر نداشتیم که اونم گرفتیم:دی


می‌گویند خوب است با هم بخندیم نه بر هم. این یک قاعده اخلاقی و انسانی است که به ویژه با آموزه‌های دین مقدس اسلام نیز کاملاً سازگار

 است.

 اما چه می‌شود که با اندکی تأمل در فرهنگ عامیانه جامعه ای اصیل و مذهبی نظیر ایران، با سیل انبوهی از جوک‌های قومیتی مواجه می‌شویم 

که مضمون اکثر آنها به تمسخر گرفتن یکی از قومیت‌های داخل کشور و نسبت دادن برخی صفات ناپسند به آنان و سپس خندیدن است؟!!!

 #متن بخشی از مجله اینترنتی سبزواری ها بود:)


1.یه جوری گلوممممم میسوزه که خدا میدونه

نمیدونم چرا وقتی سرما میخورم یا اینجوری میشم و گلوم میسوزه،همش غذاهای سرخ کردنی میخوریم!

بیرون که میریم مامانم دلش میخواد برامون سیبزمینی سرخ کرده یا اسنک بگیره

شام خونمو یه چیز عجیب غریب خوشمزه که سالی یه بار میخوریم داریم

و....

و من باید محروم  بشوم از همه این ها

اما از بس پر رو و بی فکرم میخورم

بعد فرداش که از خواب بلند میشم دیگه صدام در نمیاد

متاسفانه!

و آنگاه است که همه گوشتزد میکنند

دیدی گفتیم!

حالا هی به حرف ما گوش نکن و...

اما من همچنان به راه خود ادامه میدهم


2.بخندید اما مسخره نکنید...


فکر کنم شهر فرشو بشناسین همون هایپر خودمون یه شعبش هست نزدیک خونمونه

بلند شدیم با مادر و خواهران گل رفتیم اونجا

یه زمین بازی داره که بچه ها رایگان توش میتونن بازی کنن تا مادر و پدر خریدشونو بکنن

مبینا رو بردیم اونجا بازی کنه چون زیر سه سال سن داشت باید یکی میموند پیشش مامانم یه ذره موند و ما هم(من و آبجی بزرگم )رفتیم خرید...

یکم بعد من اومدم جای مامانمو مواظب آبجیم بودم

بازیاشون

خنده هاشون 

جبهه گرفتناشون

دعواهاشون

نقاشیای اون بچه ها

تنها چیزی بود که میتونست حالمو خوب کنه


+چیزایی که انجام دادنشون حالمو خوب میکنه

1.چرت نویسی

2.بودن با دوستام

3.بچه ها

4.گاهی خرید

5.هرچیزی که بتونه افکارمو از اون سمت منحرف کنه...


++پست رمزدار منتفیه


+++شاد و سر سخت باشید:)


باور کنین جای دیگه ای رو ندارم واسه خالی کردن خودم
واسه اینکه بگم دارن بهم توهین میکنن
واسه اینکه بگم ازشون دلخورم
واسه اینکه بگم ناراحتم
وگرنه اینجا نمینوشتم...
میدونم اینجا خنده کده اس
اما منم حق دارم بعضی مواقع ناراحت باشم و اعصابم از دست یه سری آدما ناراحت باشه
تنها کاری که میتونم بکنم اینه که چنین پستایی رو که ممکنه حالتونو بد کنه رو در قالب پست رمز دار قرار بدم
همه اون پستا رمزشون:138151است ،اینجا نوشتم که واسه همتون آزادی بذارم 
خواستین بخونین نخواستین نخونین
رمز همشون همینه مگر اینکه پستی باشه که مخاطب خاص داشته باشه یا فقط و فقط واسه دل خودم نوشته شده باشه....
بازم پوزش....

پست رمز دار منتفی شد!


گــــــاهے
احســـــــاس میکنم روے دست خدا مانده ام. . .
خستـــــــه اش کرده ام. . .
خودش هم نمے داند
بامن چه کند! ! !

منکه هر کاری میکنم تا شاد زندگی کنم

پس چرا نمیشه

چرا بعضیا نمیذارن

یهو یه چیزی میشه

یهو یه حرفی میزنن

که گند زده میشه به حالت

....


یکی از دوستان بیانی یه چالشی گذاشته بود

منم میذارم ...

جواب بدید خواهشا



:)


ماه من ۹۶-۱-۰۹ ۹ ۸ ۵۹

ماه من ۹۶-۱-۰۹ ۹ ۸ ۵۹


برای خودم مینویسم+++مینویسم تا باقی بماند و هیچگاه از یاد نبرم+++


خدا این پسر عمه ها رو از ما نگیر

دوتا پسر عمه که بیشتر نداریم....


بالاخره تشریف آوردن

(بعد از یک ساعت و 10دقیقه تاخیر، البته جا نماند که خودشون میخواستن ساعت18بیان اما بابا سفارش کرد17بیان که بیشتر همو ببینیم

آخه شما که خبر ندارید ،عروس خانوم قرار بود بیان؛)

اما اونا هم نکردنو ساعت 18:10دیقه اومدن ،تا 19:45دیقه هم بودن اما چون شام مهمون خونه مامان جونم(مامان بابام)بودن

رفتن دیگه...)


نشستن منتظر شدیم تا حمیدم بیاد بعد پذیرایی کنیم

اومد اول از همه بستنی معجونی تدارک دیده شده؛) حمید بستنیو برداشت رفت جلو تلویزیون ببینه فوتبال چی میشه

(برای عید تلویزیونو بردیم اتاق خواب مامان و بابام)

هیچی دیگه منم رفتم روی مبل میزبان کنار جای خالی اوشون نشستم برگشتم به آبجیم میگم بیا بشین اینجا

میگه جای حمیده

میگم اون بچه فوتبالشو از دست نمیده بیا دیگه:)

گفت نه و رفت روی یکی از مبلا نشست

هعییییییییی

فوتبال ایران و چین تموم شد 

(متنفررررررررررررررررررم از فوتبال)

و این پسر عمه ما برگشتن البته بعد از کلی بحث و اینا که اوشون تشریف نداشتن

(اضافه کنم که من هی زل میزدم به آتنا و احمد چقدر به هم میومدن نمیدونم چرا قیافه دختره انقدر برام آشنا بود فکر کنم دیشب خوابشونو دیده بودم ینی خواب امروزو دیده بودم)

هیچی دیگه اومد نشست سر جاش منم که غرق گوش دادن به حرفای بقیه بودم

میگه-چطوری ماجد

+ای خوبم

-هیچی نگفت یهو ترسیدم برگشتم نگاش میکنم میگه-تو چرا اینجوری شدی خودتو میگیری واسه ما

میگم+من!

میگه آره چند وقتیه خودتو میگیری

میگم +اون محدثه اس که خودشو میگیره

میگه-اون که خیلی وقته خودشو میگیره

(با علامت های بابا که میگفت پاشو برو کمک مامانت بحثث ادامه نیافت و خاتمه یافت و بعد از پذیراییو..)

حمید هی با مبینا ور میرفت میخواست باهاش بازی کنه اما مبینا خجالتی بود و خیلی وقت بود حمیدو ندیده بود ،زیاد نمیشناختش

هی به من گفت ماجد منم هرسم در اومد گفتم آقا ماجد اسم پسره من ماجده ام

اما اون همچنان کار خودشو میکرد به مبینا ام میگفت مبین 

میگم پس اونوقت اون کیه(رو به آبجی بزرگم)

میگه-محدثه خانوم

میگم+ا اینجوریاس

و....

دیگه نرفتم پیشش بشینم رفتم اونور

دوتا میزبان کنار هم بود با محدثه رفتیم اونجا که گیر احمد افتادیم حالا احمد:|

احمد با محدثه داشت در مورد کنکور و تست و اینا حرف میزد 

احمد-خوب چه خبر تستا تو زدی

+آرع همشووووووووووووووووووووو

-آره همونه که داری راحت تخمه میشکنی

من-D:

برگشتم به محدثه میگم نمیشه از دست این دوتا در رفت

حمید ریاضی خونده

بابام رو به حمید و اشاره به من-میخوام این بچه رو بفرستم رشته شما

بنظرت موفق میشه؟!

(حالا جالبیش اینجاس همه ساکت شده بودن

بایدم ساکت شن بحث آینده یک نوجوان بود؛)  )

حمید-ریاضی فیزیک

بابام+آره

شغلاش و شاخه هاش خوبه؟

به دردش میخوره یا بفرستیمش هنرستان؟!

احمد یواش که منو بقلیم بشنوه+تو بیا برو کارو دانش بخون بیشتر به دردت میخوره

حمید-اگه بازار کارشو میخوای همون بفرستش هنرستان

اما اگه از من میپرسید به تیپش و... مهندسی میاااد

من+(ذوق مرگ بودم ذوق مرگااااااااااااااااااا)

حمید-به قیافش نمیخوره حفظیاتش خوب باشه برعکس فکر کنم محاسباتش و ریاضیش خوب باشه

(من+واااااااااااااای این از کجا فهمید)

(اون وسط فقط داشتم ریسه میرفتمو میخندیدم

حمید+برعکس فکر کنم محدثه حفظیاتش خوب باشه

(نه بابا بعد چجوری تجربی داره میخونه   والاااااااااااااا)




2.کلی خاطره تعریف شد که قباهت(درست نوشتم!زیادم مهم نیس من تو غلط نوشتن معرکه ام) داره!

از بس که خنده داره میترسم کشته بذاره رو دستم؛)


3.عاشقتم خدا این پسر عمه هامو از من نگیر 

حمید به زودی میره سربازی

احمدم به زودی عروسیشه

شوهر عمم که خیلی عروس خانومو دوس داشت

مامانم برگشته میگه اگه پدر شوهر دوست داشته باشه

البته اگه بذارن خیلییییی خوبه

برگشتم بهش میگم-اگه خواهر داشت نمیذاشت

مامانم-آره عروسه شانس آورده خواهر شوهر نداره

من-بمیرم برات اون ۴ تا خواهر شوهر نذاشتن پدر شوهرت دوست داشته باشه

(هرچند که تا جایی که من یادم میاد باباجون خیلی دوسمون داشت هعیییییییییییی خدا بیامرزدش)

من-بخاطر همینه به محدثه میگم اون شوهری خوبه که تک فرزنده میشی تک عروس نه جاری داری نه خواهر شوهر

و....




۳ ۵۵

۳ ۵۵


پسر عموم اومده خونمون میبینم داره از خوشحالی بال در میاره

گفتم شاید پزشکی قبول شده ازش پرسیدم چی شده؟

میگه سازمان سنجش برام شارژ ایرانسل فرستاده

من : )))))))))))))))

سازمان سنجش : (((((((((((((

سازمان حمایت از حقوق بشر ^ـــ^


ﺁﻗﺎﯾﻮﻥ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﮐﺮﺩﻥ ﭼﺮﺍ ﺍﺳﻢ ﻫﻤﻪ ﺧﻤﯿﺮﺩﻧﺪﻭﻧﺎ ﺩﺧﺘﺮﻭﻧﺲ

ﺧﺪﺍﻭﮐﯿﻠﯽ ﺷﻤﺎ ﺣﺎﺿﺮﯼ ﺗﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺴﯿﻢ ﻭ ﭘﻮﻧﻪ ﻫﺴﺖ

ﻏﻼﻡ ﻧﻌﻨﺎﯾﯽ ﺑﺰﻧﯽ ﺑﻪ ﺩﻧﺪﻭﻧﺖ!

ﻧﺨﻨﺪ ﭘﺎﺳﺦ ﺑﺪﻩ



+++پست مخصوص +++


حساب کردند


 حدود: 8692487

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

تنبل و بی حال در جهان وجود دارند که حتی حاضر نیستند این عدد 7رقمی رو بخونن

.

.

.

.

.

.

.

.

.

نه دیگه فایده نداره نخون، تو هم به جمعشون اضافه شدی


 منم قربانی شدم:/


طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب

دیشب دزد اومده بود خونمون داشت میگشت

بلند شدم گفتم دنبال چی میگردی؟

گفت : پول

گرفتم خوابیدم

بعد گفت حالا که اینطور شد مودمو میبرم !

.

.

.

هیچی دیگه نصف شبی رفتم پول واسش کارت به کارت کردم بالاخره این بندگانه خداهم زحمت میکشن



×××××××


بچه خسیسه نمره بیست می گیره .

باباهه می زنه تو گوشش بهش میگه :

.

.

.

.

توکه با 10 هم قبول می شدی . لازم بود این همه خودکار مصرف کنی ؟


××××××


خوبه قد رو نمیشه عمل کرد…

.

.

.

وگرنه الان ایرانیا همشون 4 مترو 10 سانت بودن


×××××××



ﺷﺎﻣﭙﻮ میﺧﺮﯾﺪﻡ ﺭﻭﺵ ﻧﻮﺷﺘﻪ
ﺷﺎﻣﭙﻮ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺳﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﯾﺨﺘﻪ
بماﻟﯿﺪ ﻭ ﺳﭙﺲ با ﺁﺏ بشورید 
.
.
.
.
ﻣﻦ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﺮﯾﺰﻡ ﺗﻮ ﺩﻫﻨﻢ ﻗﺮﻗﺮﻩ ﮐﻨﻢ 
ﺧﺪﺍ ﺧﯿﺮﺵ ﺑﺪﻩ آﮔﺎﻫﻢ ﮐﺮﺩ !



#خنده لطفا:))))))

من!

منی که همش منتظر بودم زود تر این روزای لعنتی تموم بشن و شب بشه و بخوابم

حالا دارم خدا خدا میکنم که نگن شب شده بچه برو بخواب

خودمو سرگرم میکنم که خوابم نبره

آخه اگه سرگرمم نکنم خوابم نمیبره

دلم نمیخواد دست بردارم از امروز

سفت چسبیدم بهش و ولش نمیکنم

آقا دوسش دارم خیالیه؟!

نمیخوام بره

آقا جلوشو بگیرید 

نمیخوام امروز تموم شه

ساعتا رو متوقف کنین

فقط سه دیقه مونده تا پایان این روز شیرین

هیچگاه

فراموشت نمیکنم

تا جان در بدن دارم

بهت فکر میکنم و زار زار میخندمO___o

دلم برایت تنگ میشود

اما با همه اینها تو باید بروی

خداحافظ

میروم تا فردایی بهتر از امروز بسازم

تا دگر چشمم به یاد و خاطر6فروردین96نباشد.....

شبتون خوش....

+بدن خسته ایو خوابم نمیبره

مینگرم به امروز

برایم عجیب است...

یک روز باور نکردنیست....

خدایا بازم شکرت

ممنون که هستی

و هوامو داری

آه

00:00

پایان یافت امروز.................................................................


امروز یکی از بهترین روزای زندگیم بود

خیلی خوش گذشته تا حالاش

خداجونم مرسی

کلی خندیدم

کلی مسخره بازی

کلی....

خدایا شکرت:)



اندی: میدونی مکزیکی*ها در مورد اقیانوس آرام چی میگن؟ 

رِد: نـه چی میگن ؟ 

انـدی: میگن هیچ گذشته*ای نداره. این دقیقآ همون جایـیه که من 

مـیخوام زندگی کنم. یه جای گرم بدون هـیچ خاطره ای ...


با عرض معذرت از تمامی خوانندگان وبلاگم


ماشین لباسشویی خونمون خییییلیییییی پیشرفتست.

کاری به این نداره چه رنگی بهش لباس تحویل میدی

نگاه میکنه ببینه چه رنگی بهت میاد

همون رنگو بهت تحویل میده !


√  از آכم هــا مـے گـذرم؛

כلــــم را گُـنـכه تـر مـے ڪنـــم…

نـاراحـت ایـטּ نیـωــﭡــم ڪـﮧ چـرا جـاכه ے رفـاقـﭡـــم

بــا مــرכم همیـشـﮧ یـڪ طـرفــﮧ اωــﭞْ…!!

مـهــــم نیـωــﭞْ اگــر همیشـﮧ یـڪ طـرفـﮧ ام…(!)

همیشـﮧ شــاכ مـے مـانـــم ڪـﮧ چیـزے ڪــم نگـذاشـﭡـﮧ ام؛

و بـﮧ خـــوכم ، رفـاقـﭡـــم و “خُــכاے خــوכم ” بـכهڪــار نیـωـﭡـــم…


یک سخنران مشهور سمینارش را با در دست گرفتن بیست دلار اسکناس شروع کرد

او پرسید چه کسی این بیست دلار را می خواهد؟

دست ها بالا رفت.او گفت:من این بیست دلار را به یکی از شما می دهم اما اول اجازه دهید کاری انجام دهم.

او اسکناسها را مچاله کرد و پرسید چه کسی هنوز این ها را می خواهد؟

باز هم دست ها بالا بودند.او جواب داد خوب. اگر این کار را کنم چه؟

او پول ها را روی زمین انداخت و با کفشهایش آنها را لگد کرد

بعد آنها را برداشت و گفت:

مچاله و کثیف هستند حالا چه کسی آنها را می خواهد؟

بازهم دستها بالا بودند

سپس گفت:

هیچ اهمیتی ندارد که من با پولها چه کردم شما هنوز هم آن ها را می خواستید

چون ارزشش کم نشد و هنوز هم بیست دلار می ارزید.

اوقات زیادی ما در زندگی رها می شویم، مچاله می شویم

و با تصمیم هایی که می گیریم و حوادثی که به سراغ ما می آیند آلوده می شویم .

و ما فکر می کنیم که بی ارزش شده ایم

اما هیچ اهمیتی ندارد که چه چیزی اتفاق افتاده یا چه چیزی اتفاق خواهد افتاد.

شما هرگز ارزش خود را از دست نمی دهید.

کثیف یا تمیز،مچاله یا چین دار

شما هنوز برای کسانی که شما را دوست دارند بسیار ارزشمند هستید.

ارزش ما در کاری که انجام می دهیم یا کسی که می شناسیم نمی آید

ارزش ما در این جمله است که: ما که هستیم؟

هیچ وقت فراموش نکنید که شما استثنایی هستید




 

+آهنگ:

 

 

 


ارث پدر

 

پدرم وقتی مرد، همه ی خیابان ها چراغانی بود. ماشین ها بوق می زدند و از خیابان ها می گذشتند. مردم ، شادی می کردند و به هم شیرینی می دادند. هر کسی از کنار پدرم رد می شد، سکه ای به طرف او می انداخت. من گریه می کردم ، دور و بر پدرم پر از پول بود.

 

  ناگهان پدرم از جایش بلند شد تعجب ؛ همه ی سکه ها را جمع کرد و گفت" می بینی پسر! مردم مرده ی مرا بیش تر از زنده ام دوست دارند.

امشب ، یک شام حسابی می خوریم؛ گوشه ی خیابان نمی خوابیم؛ مثل آدم زنده ها زندگی می کنیم؛ بیا!"

 

 از آن روز ، پدرم هفته ای دو سه بار می مرد و من بالای سرش زار زار گریه می کردم. اما یک دفعه ، پدرم راست راستی مردو دیگر از جایش بلند نشد.

 

تنها ارثی که از پدرم به من رسید، مردن و زنده شدن است؛ آن هم هفته ای چند بار! خیلی سخت است، خیلی!

ناراحت


دوغ قبول!

شیر کاکائو قبول!

آبمیوه پاکتی قبول!

اصلا نوشابه هم قبول!

آب معدنی رو دیگه برا چی تکون میدی؟

همش همونه!

-ـــــــــــــــــــــــــــــــــ-


خوشحالم

عصبانیم

خنده روی لب

اما اشک سرازیر

از درون خوشحال از بیرون عصبانی

یا شایدم برعکس

هیچی نمیدونم

فقط میدونم که حاضر نیستم این حالمو با هیچ چیزی عوض کنم

همین!


۲۸

۲۸


موقع درس خوندن 

پرزهای موکت هم واسه آدم جذاب می شه،

 دوست داری ساعت ها بشینی بهشون نگاه کنی.



دلم بدجور هوایی شده

بدجور هواتو کرده

بدجور دلتنگتم

بدجوریادت اشکامو سرازیر میکنه

قلبم بدجور واسه دیدنت بیتابی میکنه

دلم واسه گنبد طلاییت

واسه پنجره فولاد

واسه کبوترای حرمت تنگ شده

.....

 

#همیشه حسرت میخوردم

حسودی میکردم به اونایی که توی مشهد زندگی میکردن

هنوزم میکنم

هنوزم به خودم میگم یعنی من انقدر بدم

انقدر...

 

#اگه مشهد زندگی میکنین

یا که توی این روزا اونجا رفتین

میشه وقتی رفتین حرمش

بهش بگین خیلیا هستن که دلشون واسه اومدن پیشت پر میکشه

خیلیا هستن که بی بهانه عاشقت شدند

بهش بگید اونا رو هم بطلبه

 

 

#امام رضا (ع)

 


-ماجده

(سرمو برگردوندمو نگاش کردم)

-به نظرت عشق چه مفهومی داره؟

(سرمو گرفتم رو به آسمون و گفتم)

+میدونی


پارسال دانش آموزان توی مدرسه این آزمونو دادن

اما امسال اینترنتی شده

تا آخر فروردین فرصت داریم آزمونو بدیم

الهی اون چیزی که میخوام واسم در آد^ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ^


تا حالا برای هیچ امتحانی به اندازه الان استرس نداشتم:(

برام دعا کنید لطفا



عکس پاک شد!


 

 

 

 

تمام شد گویی کسی با یک جعبه مدادرنگی آمد و تمام سیاه و سفید های زندگیم را رنگ بخشید

همان کسی که سال پیش در پس ثانیه های آخر از خانه ی دلم بیرونش کرده بودم

آمد و با آمدنش مرا در خود غرق کرد

محوش شدم

و تمام خاطرات زجر آوری که هر لحظه در ذهنم تداعی میشدند

و اشکانم را جاری میکردند

دیگر نبودند

حال یک عالم خاطرات شیرین و یه عالم لبخند در ذهنم حکند که بودنشان را مدیون همان دخترک مدادرنگی به دست هستم

روحم دوباره جان گرفته است

گویی امسال سال خوبی خواهد بود...

:)))

 

#حاضر نیستم یک ثانیه از این لحظه هایم را با هیچ چیزی عوض کنم

+یک خواهش

اگه سال قبل بدی ای چیزی از من دیدید

بهم بگید شاید دلیلی برای اون رفتارم داشته باشم

و بیخودی در دلتان کینه کاشته باشید

#بازم خواستار حلالیتم :)

#بچه که بودم

عید که میشد میرفتیم خونه عموی بابام

بهم میگفت امسال چندمی

بعد که میگفتم میگفت اوا تو که پارسال..بودی

دوباره داری همونو میخونی؟!

و منم هیچوقت نتونستم قانعش کنم

امسال دیگه نیست که ازم بپرسه

برای شادی روح همه ی عزیزان صلوات

 

اللهم صل علی محمد و اله محمد


بازم خدا بدترین لحظه میرسه به دادم

......

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

حتی اگه کسی نمونده که بیفته یادم

بازم خدااااا

بدترین لحظه میرسه به دادم

.....



#خدایا - شکرت


سال بدی بود

اما بالاخره داره تموم میشه

یه دنیا آرزوی خوب براتون دارم

امیدوارم سال دیگه ی آدم پر روحیه و شادی باشم که بتونم به اینجا سر و سامونی بدم

دوستون دارم

ان شاءالله سال خوبی روبروتون باشه

🌸🌷🎵😉😍

💜Happy 👕👖

👔new⌚💰💰

💰year💰💰🎁

😊😉😆😃😜


دل نوشت

چقدر سخته توی دنیایی باشی

که همه ازت بخوان نفس بکشی اما

تو نتونی

نه که نتونیا،نخوای

دلت پایان این نفس کشیدن ها را بخواهد

دلت پایان کربن دی اکسید را بخواهد

وقتی که همه دارن میکننش توی حلقت

دلت کسی را بخواهد که باورت کند

اما

همه اظهار به باورت کنند

متنفر باشی از این دنیا و

هی توی گوشت بگن کفر نگو

اینا کفر نیس

اینا رو یه سری آدما با اومدنشون میکنن توی مخت

بعضیا هم با رفتنشون

فرقی نداره

هر دو گروه آدمای مزخرفین که توی دنیا اضافی ان

خدایا

قصدم نبود که کفر بگم

و توی کارت دخالت کنم

ولی چنین آدمایی ارزششو داشتن که .....؟!؟!؟!

 

 

#صدامو بردم بالا

گفتم خدایا تمومش کن

دیگه توانشو ندارم

دیگه دوست داشتنی وجود نداره که به آدم امید بده

گفتی –پس من چی؟؟

گفتم- تو فرق داری....

 

+همیشه فرق داشتی

ما همیشه توی دنیات غرق میشدیم

اما تو نع

تو وایمیستی اون بالا و هی به ما گوشتزد میکنی

اما ما غرق شدیم توی این دنیا و صداتو نمیشنویم

ولی خدایا

میشه اینبار زیادی دستمو بگیری؟!

میشه ؟!؟!

کفر نمیخواهم بگویم اما دلم مردن میخواهد

دلم از این دنیا گرفته است

خدایا اون دنیا هم این شکلیه؟!

اگه نیست دستمو بگیر

بزار بیام پیشت

قول میدم زیاد جا نگیرم

زیاد نخورم

فقط یک وعده در روز

فقط منو از این دنیا خلاص کن

خودم توانشو ندارم...

خودم جرئتشو ندارم...

خودم....


1395/12/23



چرا انقدر فضا خفناک

و ساکت

و آروم

شده

آدم اصن دلش نمیخواد دودیقه اونجا باشه:دی

#با عرض پوزش از تمامی عزیزانی که تا به اینجا رسیدنش بسیاااااااااااااااااااااااااااااااااار زحمت کشیدن

ولی خودتونم میبینید دیگه دیگه اونجا مثل قبل نیست:I think




گاهی وقتا....

گاهی وقتا یادم میره که پیشمی

گاهی وقتا یادم میره که هنوز یه کسیو دارم

گاهی وقتا یادم میره ازت تشکر کنم

گاهی وقتا یادم میره که چقدر دوستت دارم

 

.

.

.

ببخشید خداجونم:(




گریزان رفت

بیانی ها بسته شد...

اینجا چه اتفاقی افتاده؟

من نبودم چی شده؟؟؟


برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

ی سال شد

خیلی میگذره

یادش بخیر

+خواهش:

:))))

شاد باشید


+چون نمیدونستم در روز سالگرد وبلاگم هستم یا نه

به خاطر همین پستو انتشار در آینده گذاشته بودم


+نظرات این پست بازه چون میخوام نظرتونو راجب وبلاگم بنویسید

و کمکم کنید

 که یا بهترش کنم

یا هم تمومش کنم

خیلی بده توی دوراهی بودن


+در اصرع وقت نظراتو میخونم

خواهش میکنم بگید



+برای راحتی شما نظرات به صورت ناشناس هم در این پست امکان پذیره





آنگاه که غرور کسی را له می کنی، 

آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، 

آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، 

آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، 

آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، 

آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، 

می خواهم بدانم،

دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی تابرای 

خوشبختی خودت دعا کنی؟


خدارو شکر

حل شد:)


چرا سایت بیانی ها رو واسه من باز نمیکنه:(


داداشی بای بای:(


+بعضی چیزا فراموش نشدنین

مثل خوبی هات

مثل کمکات واسه خوب شدن حالم

ی دنیا ممنونم ازت




+نمیدونم این پستا رو میبینی یا نع

فقط ی چیزی....

همیشه بهم گفتی خوش باش

داداشی خوشحال باش

و خدا رو هیچوقت فراموش نکن

میسپرمت به خودش

امیدوارم فرصت پیش بیاد و به آرزوت برسی

و .....




#چرا انقدر رفتن ها دردناکن

چرا انقد گریه با خودشون دارن:(

چرا.....


پست ی وبلاگیو ببینیو

انگاری از دار آویزونت کرده باشن

بغض توی گلوت بباره

داداشییییییییییییییییییییییییییییییییییی

چرا

چرا

فقط همینو میگم

چرااااااااااااااااااااااااا؟!

خدایا چرا نمیتونم خوشبختیمو خندمو حفظ کنم

چرا همش ی اتفاقی میفته

اون سه ساعت پیش رفت و من الان فهمیدم

خدایا.....



+داداشی قد ی دنیا دوست دارم

هر جا هستی شاد باشی

فقط همین!



+بازم گریه

بازم اشک:(

واسه رفتن ی نفر دیگه

آخه چ....



+قیافم شده مثل عکس همون زرافه هه:/



چقدر خوبه که هم حال خودت خوب باشه

هم اطرافیانت

:)


خدایاااااااا شکرت:)


۹۵-۱۱-۲۱ ۱۳ ۸ ۱۵۹

۹۵-۱۱-۲۱ ۱۳ ۸ ۱۵۹


چقدر بده دلت بخواد با کسی حرف بزنی

ولی حرفی پیدا نکنی....

 

#همین الان یهویی طی یک اتفاق ساده فراموش شدی

عشق...خداحافظ

+یه آهنگ:

 


 


مژده به کاربران بیان

به نام او که خوشبختی را آفرید

 

سلااااااااااااااااااااااااام

امیدوارم خوب باشید

×××××××××××××

ی روزایی هس که حاضر نیستی

با هیچ روزی عوضش کنی

حاضر نیستی

کنار بزاریش

حکش میکنی

 توی بهترین ومناسب ترین جا توی مغز و قلبت

از اون روزایی که هر وقت یادت میاد خندت میگیره

از اون روزایی که یادش هم حالتو خوب میکنه

از اونایی که واسه هر کی تعریف میکنی و میخندی،مات نگات میکنن

و مبهوت لبخندت میشوند

از اون روزایی که ....

××××××××××××

هرچقدرم بشینی

و منتظر بمونی

خوشبختی نمیاد دنبالت

باید دنبالش بگردی

باید خوشبختی رو واسه خودت بسازی

×××××××××××

بدبختی رو خدا نیافرید،آفرید؟!

 

این ماییم که بدبختیو میسازیم

این ماییم که بدبختی رو به خوشبختی ترجیح میدیم

چونکه بدست آوردن خوشبختی

سخت و طاقت فرساست

وگرنه هر آدمی دوست داره خوشبخت باشه

دوست داره خوشحال باشه و بخنده

دوست داره خوب زندگی کنه

××××××××××××××

میدونی چجوری

 در راه خوشبختی قدم بر میداریم و

 به بدبختی میرسیم

و شاکی میشیم از اون بالایی

در حالی که خودمان مقصر بودیم

آری!مطمئن باش یک قدم را تند برداشتی

یا....

 

#جمع بسته شدن فعلا به خاطر این بود که فکر میکنم تعداد زیادی اینجورین

مثل خودم

#اگه ناراحت شدین معذرت میخوام 


جهنم...

hnfMByo

خدایا . . .

دیگر به جهنمت نیازی نیست

ما آدم ها خوب همدیگر را می سوزانیم . . .



#بنظرتون کدوم یکی بهتره؟!


عکس پاک شد!


:(


#اشک هایم بی طاقتم کردند....

دلم نسخه ای میخواهد که جز مرگ پایان دیگری نداشته باشد

نسخه ای میخواهم به دستان خودت

.....


میان و میگن به وبلاگ بنده هم سر بزنین و دنبالم کنین

سر میزنم و اگه از مطالبش خوشم بیاد دنبال میکنم

اما اینکه میگید چرا دنبالم نمیکنی

یا ....

کمال پر روییهI

مطمئن باشید اگه از وبلاگی خوشم بیاد دنبالش میکنم

مثل ۶۱ نفری که دنبالشون میکنم+۴نفر رو خاموش

پس خواهشا احترام خودتونو نگه دارید



+بار ها برام اتفاق افتاده چه به صورت خصوصی و چه..




۱)حس بد دلتنگی

۲)حس خوشبختی

۳)یه بغض گنده توی گلوم

۴)دلم آغوش خانوم ع رو میخواد

با کلی گریه

۵)احساس کم آوردن

۶)احساس میکنم یکی هست که بدجور از دستم دلخوره

۷)احساس میکنم امروز ی روز گند بود

۸)دلم یه حرف میخواد که آرومم کنه

۹)دلم یه آهنگ میخواد که به هوای دلم بخوره

و...

:|

:/

:(

:((

:(((

=((((((((((((((((




+میشه یکی یه چیزی بگه...


دلم از یکی بدجور پره

و نمیدونم چجوری خودمو خالی کنم

بدجور آبرومو جلوی خانوم ک برد

بهشم گفتم

اما ...گفت تقسیر خودته و رفت توی خونشونو درو بست

خدایا چرا اینجوری شد:(

حالا چجوری تو روی خانوم ک نگاه کنم

نمیدونم چرا هرچقدرم که از دستش دلخور بشم بازم دوری و قهرمون به یه روزم نمیکشه

اگه پنج تا ویژگی بد داشته باشه عوضش ی ویژگی خوب داره که اونا رو میپوشونه

بدجووووووووووور

بدجووووووووووووور خوب درکم میکنه

به طوری که دیگه نیاز نیست دو ساعت حالیش کنم

حالمو که ببینه میفهمه چی باید بگه

خوب دلداری میده

برعکس من

که اصن نمیتونم دلداریش بدم

هر چی بهش بگم حرف مفتی ست که خودم هم باورش ندارم

و از این و اون شنیدم

....

دلم ازش پره ولی دوستمه....

و تنها کسی که به حالم نمیخنده

تنها کسی که وقتی حرف نمیزنم...وقتی گریه میکنم سوال پیچم نمیکنه

بهم زمان میده

تنها کسیه که اجازه میده اشکام بریزن و بغض نشن

تنها کسی که...



+چهارشنبه قراره معلم مطالعاتمون صندلی داغ بزاره

از سوالایی که ممکنه معلممون بپرسه نمیترسم

از پرسشای بچه ها هم نمیترسم 

از ی چیز میترسم

اینکه نتونم جواب ی سوالو بدم

و ...


هرچند که معلممون گفت از جواب دادن به سوالایی که جوابشو نمیتونیم بگیم میتونیم خودداری کنیم

اما بچه های کلاسمونن دیگه میبرن و میدوزن


قرص نفتالین واقعیه؟

واقعن هس؟

واقعا میکشه

و راحتت میکنه؟!

کجا ها هس؟

داروخانه میفروشتش؟!


قدیما :هرکی روزه نبود باید می رفت

 

یه گوشه ای یه چیزی میخورد بقیه نبیننش

 

الان : هر کی روزه است باید بره

 

یه گوشه مزاحم غذا خوردن بقیه نشه!




کاش میتوانستم فریاد بزنم

تنهاییم را

نبودنت را

کاش میتوانستم

با تو حرف بزنم

و بفهمم حالت خوب است یا نه

کاش میتوانستم

باز هم عاشقانه ای برایت بنویسم...


بالاخره

ی روزی دوباره میاد که من سرمو بگیرم سمت آسمون و بگم خداجونم شکرت

:)

:))

:)))

 

 

 

1)خداجونم تا کی؟

تا کی اینجوری بمونم

تا کی باید توی خودم غرق شم

تا کی باید حسرت بخورم

تا کی باید گریه کنم

آخه تا کی؟

 

چی میشه هر چی زودتر تموم شه

و منم دیگه گوشه گیر نباشم

و حرفی واسه گفتن جز غمام داشته باشم

و بخندم

و زندگی – کنم

 

کی؟

میدانم

تقصیر خودم است

تقصیر خود-خودم بود

که گند زدم به زندگی خودم

که غرق شدم توی بدبختیام

و خوشبختیامو فراموش کردم

و عادتم شد لبخندای مصنوعی

و برای بهترین چیزها بغضی در گلو داشتم و

آنرا هم با لبخندانم پوشاندم

میدونی چرا

میدونی چرا خداجونم؟

چون دیگه حوصله هیچکس و هیچ چیزیو نداشتم

حوصله گیردادن های مامانم

و توجه بیش از حد اطرافیانمو

نداشتم

 

سکوت کردمو

فقط در تنهایی خودم

و پیش دوستانم  گریه کردم

پیش دوستام شکستم

اما نذاشتم پیش خانوادم و تو شرمسار بشم

و گریه کنم

میترسیدم

از اینکه دیگه بنده ی تو نباشم

از اینکه دیگه دوستم نداشته باشی

دیگه به حرفام گوش نکنی

برام مهم نبود که دوستام ی جوری بهم نگاه کنن

مهم فقط تو و خانوادم بودین

تو و خانوادم

که تک تکتونو قد دنیا دوست دارم

میدانم قلبم وسعت انقدر دوست داشتن را ندارد

اما چه کند دست خودش نیست

دوست داشتن است دیگر

 

2)اما نع

دیگه نمیتونم

دیگه نمیکشم

میخوام بخندم

میخوام چند روزم بیخودی خوش باشم

میگن اگه بخندم

و اگه خوش باشم

منم به گمشدم میرسم؟!

به خوشبختی ای که اندی پیش گمش کردم میرسم؟!

دلم خیلی برایش تنگ شده

اما

کاری جز چشم به راه بودن

و جلب توجهش ندارم

پس میخندم

و شاد زندگی میکنم

چون خسته شدم

از این نوع زندگی کردن

 

3)خدایا میشه بازم کمکم کنی؟!

بدون تو هیچم

بدون تو نمیتونم

تویی تنها امید زندگی کردن من

خود خود تو

 

4)به امید زندگی بهتر:)))

 

5)به قول قدیمیا

دنیا دوروزه

چرا باید امروزمو خراب کنم

در حالی که نمیدونم فردا چه اتفاقی خواهد افتاد

و آیا فردا زنده ام

یا تنها اسمی بر گوشه اعلامیه است،نامم

میترسم

از آنکه فردایی نباشد

برای جبران این همه روز تلخ

پس امروز راشاد زندگی میکنم

نه امروز

بلکه هر روز را شاد زندگی میکنم

همه ی

تک تک

روزای زندگیمو

میخواهم

دیگر

حسرت زندگی خوب دیگران را نخورم

و خودم

از همین الان

و با یاری او که هرچه بخواهد همان میشد

شاد زندگی میکنم

طوری که اطرافیانم هم در کنار من شاد باشن

من

نه تنها خودمو

بلکه

میخوام

همه

همه ی اطرافیانمو

همه ی دوستامو شاد کنم

برایم مهم نیست که میگویند

این دختر...

چگونه در دو روز میتونه ی آدم انقدر تغییر کند

و...

دیگه

فقط خودم

و خودم

دیگه

خوشبختیمو با هیچ چیزی عوض نمیکنم

با هیچ چیزی

 

 

6)امروز همون روزه

یکی از همون روزایی که سرمو بگیرم سمت آسمون و بگم

خداجونم شکرت

 

فریاد میزنمو این جمله را بار ها میگویم

و حکش میکنم

بر روی قلبم

تا یادم نرود

که خدایی هست

که عاشقشم

و شکر گذار تمامی نعماتش

 

خدایا شکرت:)


بیکاری بد چیزیه

وقتیکه بیکار میشم

اگه آبجی کوچیکم نباشه:کانالای تلویزیونو بالا پایین میکنم

اگه باشه:با هم  بازی میکنیم

اگه اینترنت داشته باشم میام توی بیان میچرخم و ..

اگه بیام بیان :میرم و پستاشو میخونم

اگرم اینترنت نداشته باشم:یا کتاب میخونم یا دلنوشته مینویسم

اگرم اونا رو نداشته باشم:میرم ی چیزی میخورم

اگرم....



دیگه به ذهنم نمیرسه...


#در پس پست قبلی

  • در شهر خدا، پلک پنجره ها بسته نیست، سنگینی قفلها، درها را خسته نمیکند. دقیقه…


  • ﯾﻮﺳﻒ ﻣﻰ ﺩﺍﻧﺴﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﺭﻫﺎ ﺑﺴﺘﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺪ ﺍﻭ…


تمام شد

.

.

.

.

.

.

خوشبخت شدم

.

.

.

.

.

.

Just

.

.

.

.

By

.

.

.

.

One

.

.

.

.

.

Smile:)

.

.

.

.

.

.

لبخندی

که پشتش خنده رو آورد

مهربونی رو تو دل بقیه آورد

و خوشبختی رو برای من

.

.

.

.

.

.

حال دنیایم

با آن لبخند،صورتی شده است

همان رنگی که دوستش دارم

.

.

.

.

.

.

خداجونمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

.

.

.

شکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرت



#بزرگ شدن دردناک ترین ویژگی ای بود که شنیدم

بزرگ که شوی دنیایت هم باید بزرگ شود....

.....


۱ ۲ ۳ ۴

اگر قرار است برای چیزی زندگی خود را خرج کنیم ، بهتر آن است که آنرا خرج لطافت یک لبخند و یا نوازشی عاشقانه کنیم .


<<شکسپیر>>