خنـــــــــــــــــــღـــــــــــده کــدهツ

دنیای کوچکی برای گذاشتن لبخند بر روی لبان شما و گاهی خالی کردن خودم .....

شما استثنایی هستین

۳ صحبتاتون

یک سخنران مشهور سمینارش را با در دست گرفتن بیست دلار اسکناس شروع کرد

او پرسید چه کسی این بیست دلار را می خواهد؟

دست ها بالا رفت.او گفت:من این بیست دلار را به یکی از شما می دهم اما اول اجازه دهید کاری انجام دهم.

او اسکناسها را مچاله کرد و پرسید چه کسی هنوز این ها را می خواهد؟

باز هم دست ها بالا بودند.او جواب داد خوب. اگر این کار را کنم چه؟

او پول ها را روی زمین انداخت و با کفشهایش آنها را لگد کرد

بعد آنها را برداشت و گفت:

مچاله و کثیف هستند حالا چه کسی آنها را می خواهد؟

بازهم دستها بالا بودند

سپس گفت:

هیچ اهمیتی ندارد که من با پولها چه کردم شما هنوز هم آن ها را می خواستید

چون ارزشش کم نشد و هنوز هم بیست دلار می ارزید.

اوقات زیادی ما در زندگی رها می شویم، مچاله می شویم

و با تصمیم هایی که می گیریم و حوادثی که به سراغ ما می آیند آلوده می شویم .

و ما فکر می کنیم که بی ارزش شده ایم

اما هیچ اهمیتی ندارد که چه چیزی اتفاق افتاده یا چه چیزی اتفاق خواهد افتاد.

شما هرگز ارزش خود را از دست نمی دهید.

کثیف یا تمیز،مچاله یا چین دار

شما هنوز برای کسانی که شما را دوست دارند بسیار ارزشمند هستید.

ارزش ما در کاری که انجام می دهیم یا کسی که می شناسیم نمی آید

ارزش ما در این جمله است که: ما که هستیم؟

هیچ وقت فراموش نکنید که شما استثنایی هستید



۱ ۰

نوروزیانه+آهنگ

۳ صحبتاتون

 

+آهنگ:

 

 

 

۳ ۰

مردم مرده پرست

۱ صحبتاتون

ارث پدر

 

پدرم وقتی مرد، همه ی خیابان ها چراغانی بود. ماشین ها بوق می زدند و از خیابان ها می گذشتند. مردم ، شادی می کردند و به هم شیرینی می دادند. هر کسی از کنار پدرم رد می شد، سکه ای به طرف او می انداخت. من گریه می کردم ، دور و بر پدرم پر از پول بود.

 

  ناگهان پدرم از جایش بلند شد تعجب ؛ همه ی سکه ها را جمع کرد و گفت" می بینی پسر! مردم مرده ی مرا بیش تر از زنده ام دوست دارند.

امشب ، یک شام حسابی می خوریم؛ گوشه ی خیابان نمی خوابیم؛ مثل آدم زنده ها زندگی می کنیم؛ بیا!"

 

 از آن روز ، پدرم هفته ای دو سه بار می مرد و من بالای سرش زار زار گریه می کردم. اما یک دفعه ، پدرم راست راستی مردو دیگر از جایش بلند نشد.

 

تنها ارثی که از پدرم به من رسید، مردن و زنده شدن است؛ آن هم هفته ای چند بار! خیلی سخت است، خیلی!

ناراحت

۳ ۰

چی بگم والا!

۲ صحبتاتون

دوغ قبول!

شیر کاکائو قبول!

آبمیوه پاکتی قبول!

اصلا نوشابه هم قبول!

آب معدنی رو دیگه برا چی تکون میدی؟

همش همونه!

-ـــــــــــــــــــــــــــــــــ-

۷ ۰

شاید...واسه اینکه بعدا نگاش کنم و این روزا یادم بیفته

خوشحالم

عصبانیم

خنده روی لب

اما اشک سرازیر

از درون خوشحال از بیرون عصبانی

یا شایدم برعکس

هیچی نمیدونم

فقط میدونم که حاضر نیستم این حالمو با هیچ چیزی عوض کنم

همین!

:)

۴ صحبتاتون

موقع درس خوندن 

پرزهای موکت هم واسه آدم جذاب می شه،

 دوست داری ساعت ها بشینی بهشون نگاه کنی.

۶ ۰

؛)




۹ ۰

دلم میخواهد به سویت پر بکشم....پرواز کنم

۳ صحبتاتون

دلم بدجور هوایی شده

بدجور هواتو کرده

بدجور دلتنگتم

بدجوریادت اشکامو سرازیر میکنه

قلبم بدجور واسه دیدنت بیتابی میکنه

دلم واسه گنبد طلاییت

واسه پنجره فولاد

واسه کبوترای حرمت تنگ شده

.....

 

#همیشه حسرت میخوردم

حسودی میکردم به اونایی که توی مشهد زندگی میکردن

هنوزم میکنم

هنوزم به خودم میگم یعنی من انقدر بدم

انقدر...

 

#اگه مشهد زندگی میکنین

یا که توی این روزا اونجا رفتین

میشه وقتی رفتین حرمش

بهش بگین خیلیا هستن که دلشون واسه اومدن پیشت پر میکشه

خیلیا هستن که بی بهانه عاشقت شدند

بهش بگید اونا رو هم بطلبه

 

 

#امام رضا (ع)

 

۵ ۰

عشق واقعا چیه؟

۵ صحبتاتون

-ماجده

(سرمو برگردوندمو نگاش کردم)

-به نظرت عشق چه مفهومی داره؟

(سرمو گرفتم رو به آسمون و گفتم)

+میدونی

۴ ۰

آزمون رغبت و توانایی

۲ صحبتاتون

پارسال دانش آموزان توی مدرسه این آزمونو دادن

اما امسال اینترنتی شده

تا آخر فروردین فرصت داریم آزمونو بدیم

الهی اون چیزی که میخوام واسم در آد^ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ^


تا حالا برای هیچ امتحانی به اندازه الان استرس نداشتم:(

برام دعا کنید لطفا



عکس پاک شد!

۴ ۰
اگر قرار است برای چیزی زندگی خود را خرج کنیم ، بهتر آن است که آنرا خرج لطافت یک لبخند و یا نوازشی عاشقانه کنیم .


شکسپیر
کسایی که زحمت نوشتن مطالبو میکشن
طراح قالب : عرفـــ ـــان ادیت قالب توسط:عـ ـلـ ـی قدرت گرفته از بلاگ بیان