گـ🦋ـاه نوشــت یک بــانو

بیا...برگرد و گچ رو از من بگیر و طرح هایی که قراره تبدیل به دلیل شادی هام میشه رو به نقش بکش...

https://scontent-frt3-2.cdninstagram.com/vp/1d75203644dbc354dce02cf0ced7ac0d/5C32D7B9/t51.2885-15/sh0.08/e35/c0.0.972.972/s640x640/36575237_478440922614676_209840411181580288_n.jpg

تو یک نقطه از زندگی یه روزی به یک جایی میرسی که با تمام غرورت وابسته به یک نفر میشی....

یه روزی یکی میاد و گچ رو از دستت میگیری و میگه حالا نوبت منه بزار من نقاشی زندگی تو کامل کنم ....

یه روزی میاد که به اندازه غرورت یک لبخند میزنی یه لبخند خیلی بزرگ اما به همون اندازه  قایمکی  یواشکی نگاش میکنی و اون روز تمام احساساتت تو یک جمله خلاصه میشه اما امان از روزی که بره

این رو بدون خیلی عشقا تو دنیا هستن که به همون اندازه فرق دارن

یکی عاشق میشه و براش میجنگه و یکی عاشق میشه و دنیاشو نابود میکنه

یکی دیگه عاشق میشه و اونو دلیلی برای موفقیتش میکنه

عشق فرقی نداره عشق مادر عشق به جنس مخالف و عشق به دوست

اما بدون فقط دوتا عشق هست که واقعا ارزش جنگیدن رو داره یک عشق به مادر دو عشق به رفیق

مادر کسی که همیشه پیشت بوده تو دنیای خیالش موهاتو میبافته شبا پیش ستاره ها از زیبایی و داشتن تو پز میداده کسی که قسم عشق تورو پیش ستاره ها خورده

هرکی فراموش بکنه اما نه خدا عشق مادر رو فراموش میکنه نه ستاره ها

عشق به دوست

وقتی سبدتو پر از گل کردی و سوار بر دوچرخه مسیر زندگیو طی میکردی وقتی زنجیر دوچرخه ات پاره شد کمکت میکنه

شبایی که گریه میکنی حتی وقتایی که مامانت نبود اشک های روی گونه تو با پیرهنش اروم پاک میکنه

تنها کسی میشه که با نگاه میفهمی تو دلش چی میگذره میدونی چیه

منم یکیو داشتم یکی که تو اسمان رویاهام شبا باهاش ستاره هارو میشمردم اما یه روزی اومد که چیزی ازش باقی نموند

و من موندم و یه عالمه ستاره شمرده نشده دلتنگشم اما نمیتونم این حجم از دلتنگی رو تو کلمات خلاصه کنم

منصوره خیلی دلتنگتم اما نمیدونم برمیگردی یا نه حتی نمیدونم این متن رو میخونی یانه... اما بدون تک تک این کلمات رو از ته قلبم نوشتم و اونارو اغشته به احساساتم کردم

وقتی به اون روزی که رفتی فکر میکنم ناراحت میشم بابت اینکه احساس خواهر بودنم رو بخاطر رفتنت از بین بردم

اما بیشتر از این احساس خودم از بین رفتم

اما تو که نمیدونی اون حرفا همش بخاطر این بودکه بمونی خیلی سخته به یکی وابسته بشی اسمشو تو بوم دلت حک کنی اما اون بره

من ترس دوری ازت رو داشتم

 الان بیشتر از هرموقع نگرانتم بیا...برگرد و گچ رو از من بگیر و طرح هایی که قراره تبدیل به دلیل شادی هام بشه رو به نقش بکش......بدون اینجا یکی هست که باقلبش صدات میزنه هر روز محکم تر ....



  • ۱۴ دوست داشتم❤️لایک
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • پنجشنبه ۲۲ شهریور ۹۷

    آهاااایییییی زندگی منو میبینی؟!!توهیچی نیستی!!..

    https://instagram.fdoh5-1.fna.fbcdn.net/vp/1f8b84a5f7440db22ef3bd26eda6eb31/5C35B8B3/t51.2885-15/sh0.08/e35/s640x640/40095501_518283295311827_4259065196569408046_n.jpg

    دیشب سرم را بر روی بالشت گذاشتم چشمانم را بستم و با کودک درونم  در مقابل ستاره ها سوگندی خوردم

    اینکه فردا فرصتی به او بدهم تا کمی طعم زندگی را بچشد

    صبح که شد به سوگندم عمل کردم اول کمی لبخند زدم و واکنشی زودتر از زندگی داشتم میخواستم جوری بشود که زندگی وقتی لبخندم را دید پاسخم را با ترش رویی ندهد

    پاهایم را بر روی زمین گذاشتم و با پرز های قالی تمام اتاق را متر کردم و در هر قدمم اواز شادی  را می سرودم

    چای درست کردم و فرصتی دادم تا بخار هایش صورتم را نوازش کند

    نمیدانییییییی چه لذتی داشت امروز اموختم حتی با گرمای یک چای هم میتوان طعم  ارامش را چشید

    و یک درس دیگر هم یاد گرفتم گاهی وقت ها همانند یک کودک باید زندگی را دید حتی مشکلات بزرگ را آن وقت میبینی همانند یک شکلات تلخ کوچک میشوند و تلخی شان برای یک لحظه است و ثانیه ای بعد طعمی از ان ها به یادگار نمی ماند....

    امروز با زندگی زور نمایی کردم رو به رویش ایستادم و قلبم را به رخش کشیدم....اشتباه نکنید آدم ها توی قلبم را به رخش کشیدم همان ادم هایی که در قلبم برای خودشان لم داده بودند آن ها همان هایی هستند که قلبم را به وجود آوردند و ضربانش را بر روی ریتم زندگی به تپش در آوردند به زندگی گفتم هههه میبینی من کسانی را دارم که تو نداری... کسانی که باعث میشوند من از تو قوی تر باشم حالا وایسا و ببین که چگونه من را هر روز قوی تر میکنند...به راستی که این کودک درون و این ادم های توی قلبم راز عجیبی هستند این را من نمی گویم لبخند کوچک اما پرمعنای بر روی لبانم این را می گویند....





  • ۱۲ دوست داشتم❤️لایک
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • دوشنبه ۱۹ شهریور ۹۷

    بیاید حال خوبمان را باهم تقسیم کنیم🙃❤


    امروز روز عالی بود به جرات میتونم بگم که دارم بهترین دوره ی نوجوونی مو میگذرونم😐

    و وسط این همه خوشحالی میفهمی 18روز دیگه مدرسه است و نه ماه فلاکت😛😭

    پوففففففف😐نه ماه فلاکت با معلم های بداخلاق😐شت به این زندگی😭الان که فکرشو می کنم فصل مدارس حکم زندگی رو داره و تابستون حکم اخر زمان😐😛😛😛که خدارو شکر هنوز زنده ام😐و به قتل نرسیدم😁😁😁😁😁

    خب دیگه درگیر کتاب خوندنو بدبختی😐و بی اینترنتی😑

    خب یه زبان جدید اختراع کردم 😐اسپلیندش😂😂بعد داستانشو میگم

    نصیحت دومم 😐باغ وحش نرید اصلا نرید😐😑حیوونای بیشعور بی فرهنگ😐

    بعد از کلی بدبختی پوستم از افتاب سوختگی رها شده بود که پا به تهران گذاشتم و از دوباره افتاب سوخته شدم😑😑😑درد داره😭😭😭من یک تن ضد افتاب زدم اخههه چرااا😑اما پوستم خدارو شکر داره خوب میشه🙃الان فکرشو میکنم اهواز افتاب تهران رو داشت ادم کباب میکرد😐😐😐تنها فایده هوای اهواز اینه افتابش تیز نیست😛

    خب از همین الان اعلام کنم دلتنگ اهوازم!😭من بدون اهواز نمیتونم😐خیر سرم میخوام به کل از ایران برم بعد الان از یک شهر به شهر دیگه رفتم وضعم اینه😛واییی کلی فیلم  از کلوپ گرفتم اونم ترسناک 😀تو ماشین همشونو دیدیم😐اما من چرا از هیچ فیلم ترسناکی نمی ترسم😑

    این روزا دست به قلم شدنم سخته ولی میخوام شعر بلند بنویسم😐تاحالا امتحان نکردم😅

    این روزا وقتی تو جاده اییم  وقتی ستاره هارو میبینم یاد این مطلب میفتم🙃

    و واقعا دوست دارم ستاره ها تبدیل به پله بشن😍واییی🙃این روز ها سرشار از انژی مثبتمممم😁و سرگرمی جدیدم اینه که ببینم کدوم پلاک مال کدوم شهره😛😐و مرسی از دعوت اجی ماجده گلم:-)😍❤

  • ۱۱ دوست داشتم❤️لایک
  • ۹ حرف های قشنگ تون😍
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • دوشنبه ۱۲ شهریور ۹۷

    اخترکی دور در میان نیلگون رنگ اسمان.....

    http://www.shebreh.com/wp-content/uploads/2017/10/eba699ba-ab35-46e1-ab57-a19074fb83b6-696x776.jpeg

    گاهی وقت ها به شازده کوچولو حسودی ام میشود

    گاهی دوست دارم همانند او در یک اخترک کوچک و بسیار دور زندگی کنم ...

    هر روز به تماشای غروب دل انگیز بنشینم

    نمیدانی چه ترکیب زیبایی است نیلگون رنگ آسمان با زردو نارنجی خورشید خودش انفجار رنگیست بر بوم بزرگ زندگی

    حتی تصور کردنش هم دلنشین است

    انگار روحت را نوازش میکند......

     

    پی نوشت امروز:

    این روز ها دلم خود به خود میگیره بدون دلیل گریه میکنم وهمش دنبال یک دلیلم اما دریغ از یک دلیل ...

    امروز برای چندمین بار کتاب شازده کوچولو رو خوندم کتاب عجیبیه ....هیچوقت قدیمی نمیشه....در هر سن و سالی بخونیش یه مفهوم جدیدی برات داره:)

    دو آ لیپا واقعا فوق العاده است مخصوصا این آهنگش خیلی دوستش دارم..... :)

     

     

     

     

     

  • ۱۲ دوست داشتم❤️لایک
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • سه شنبه ۶ شهریور ۹۷

    من کیستم؟!...هنوز مانده تابدانی....

    https://scontent-lhr3-1.cdninstagram.com/vp/a5393785f6e2c624e14e097364d04c94/5C31484A/t51.2885-15/e35/39494013_858437914354113_5794144030308696064_n.jpg

    من یک دخترم دختری که از دخترانگی هایش فقط منع شدن را به گردن کشید...

    همانقدر که شوخی میکنم همانقدر غم دارم....خیلی زود ناراحت میشوم اما به همان سرعت اتش خشم و ناراحتی ام فروکش میکند...

    من یک ادم معمولی ام یک چهارده ساله که در دنیای رویاهایش زندانی شده و تا کلمه ای از انهارا میخواهد بگوید زبانش را میبرند..

    انقدر غم دارم اما کی هست که گوش کند تا میخواهم از غم هایم بگویم سریع جلویم را میگیرند و ازغم هایشان میگویند...شاید تنها ارث من از زندگی اشک هایی بود که روحم میریزد نه جسمم....

    من یک ادم کمی مغرور  شکاک  زودرنج و عاشق دوست داشته شدنم...

    اما در نظر دیگران فقط یک تکه سنگم که خط های لبخند باید همیشه  روی ان باشد....

    سال هاست برای رشد کردن میجنگم برای محبت برای کسانی که دوستشان دارم.....

    اما....اماهرکه را دوست داشتم به من پشت کرد...اما بازم نیاموختم محبت چیزی است که نباید به هرکسی هدیه دهی....

    من یک ادم وابسته ام اگر به کسی دل ببندم سخت دل میکنم اما اگر دنیایم را له کند غرورم را دخترانگیم را خیلی زود به باد میسپارمش....و زودتر از انچه فکر کند به دنیای فراموش شدگان میفرستمش....

    من میخندم گریه میکنم افسرده میشوم پوچ میشوم اما بازم کسی نمی فهمد شاید برای کسی اصلا مهم نیست...

    گاهی انقدر دلم میگیرد که فقط نوشتن ارامم میکند دوست دارم انقدر بنویسم تا یادم رود که وجود دارم

    من درد هایی دارم که دیگران با ان بیگانه اند غمی دارم که به زبان اوردنش سخت است....

    و کسانی را دارم که بجای محبت کردن به من بیشتر به زنجیره احساساتم لطمه میزنند

    میدانی سخت است که دیگری گوید که دوستت دارد اما عشق دیگری در قلبش باشد و بخاطر همان عشق اش تورا خرد کند فراموشت کند

    من یک ازمایشم یک ازمایش که برای این امده تا تمامی نامردی هارا بچشد

    و بعد در یک لحظه ازبین برود

    میدانم به زودی منم میروم و ان روز حتی خداهم مرا فراموش میکند.....





  • ۸ دوست داشتم❤️لایک
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • دوشنبه ۵ شهریور ۹۷

    ارزوهای من....

    https://scontent-frt3-2.cdninstagram.com/vp/f8be92422fe75f3bae96f9e4926d8132/5BF913A0/t51.2885-15/sh0.08/e35/c0.81.651.651/s640x640/38258394_234581177247189_8154490324832485376_n.jpg

    من همیشه ادمی بودم که به هرچیزی علاقه داشت ادامه میداد و با کمترین کوشش توش موفق میشد اما این وسط حس تنبلی گند میزد توی همه چی

    خیلی ارزوها داشتم که بعضی هاشون هنوز برای من ارزو هستن چیزایی که هرروز در دنیای رویاهام باهاشون زندگی میکنم

    و فقط کافیه بهش علاقه داشته باشم یعنی این چیزی بوده که از بدو تولد در من وجود داشته

    مثلا یک چیزی که همیشه بهش علاقه داشتم زبان انگلیسی بوده حتی بیشتر از فارسی دوستش داشتم(البته بماند غیرتم رو فارسی بیشتره)

    و این علاقه کافی بود تا یادش بگیرم

    من همون دختریم که به زبان علاقه داشت و توی سه چهارسالگی نصف زبان انگلیسی رو یاد گرفت اما هیچوقت به ریاضی علاقه نداشت برای همین هیچوقت توش پیشرفت نکرد!

    البته بماند بعضی از سال های تحصیلی از ریاضی خوشم میومد و بیست میگرفتم اما وقتایی که خوشم نمیومد اصلا نمیخوندم

    یکی از ارزوهای من این بود که در مسابقه امریکن ایدل شرکت کنم و اهنگ سلن دیون  رو بخونم و هنوز همین ارزو رو دارم

    دوست دارم یه خواننده خیلی بزرگ بشم مثل سلنا گومز

    هیچوقت یادم نمیره چهارسالم بود این ارزوی خوندن توی امریکن ایدل رو ازدست دادم بابت اینکه اهنگی که من دوست داشتم بخونم رو یکی دیگه خونده بودخخخ واییی چقدر گریه کردم

    اما نمیدونم چقدر دوره ولی برای رسیدن بهش سعی و تلاش میکنم چون میدونم هرچی که هست دوستش دارم

    و همین علاقه ام منو به اون میرسونه:-)

    یکی از چیزهایی که همیشه به خودم میگم این هستش که ارزوهای من رویا نیستن ارزوهای من ندایی از اینده هستن چیزهایی که قراره زندگی اینده منو بسازن  و پیشنهاد میکنم شماهم بگین چون همین امواج مثبت اش شمارو به اهداف تون نزدیک تر میکنه

    ارزوهای شما چیه ؟؟ایا هنوز امید دارین که قراره بهشون برسین؟

  • ۹ دوست داشتم❤️لایک
  • ۷ حرف های قشنگ تون😍
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • جمعه ۲ شهریور ۹۷

    درونم سیاهی وجود دارد که هرچه جلوتر میروم به تو میرسم.......

    https://scontent-frx5-1.cdninstagram.com/vp/2015cd9f9e91e1734a1752b435f9cda5/5C06C9E8/t51.2885-15/sh0.08/e35/c2.0.1076.1076/s640x640/38258166_1093370800814612_3497545783580819456_n.jpg


    توکه میدانستی چشمانت سرچشمه اشعارم است

    پس چرا با رفتنت اشعارم را از من گرفتی...

    ایا میدانی بارفتنت سیاهی عجیبی مرا فراگرفته

    سیاهی که تا انتهایش میروم بازهم به تو میرسد...

    میخواهم بااین سیاهی مبارزه کنم اما نمی توانم

    چیزی ندارم که با ان این غم  را شکست دهم

    در مقابل این همه ظلم اشعارم اسلحه من بود اما

    تو حتی اشعارم راهم از من گرفتی.....



  • ۹ دوست داشتم❤️لایک
  • ۴ حرف های قشنگ تون😍
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • چهارشنبه ۳۱ مرداد ۹۷

    وبلاگستان طوری:))

    https://scontent-frx5-1.cdninstagram.com/vp/c17a42a73948265e17bacf6b37372868/5C0230F5/t51.2885-15/sh0.08/e35/s640x640/34837369_263076320923349_7518902355492864000_n.jpg

    من.... یک دختری که هیچوقت بزرگ نمی شود عطرو بوی کودکی در تمام نوشته هاش به مشام میرسد دختری که مدت هاست دنیایش شده یک کیبورد و مانتور ساعت ها روی صندلی مینشیند و از خودش مینویسد از آسمان نیلگون رنگ از لبخند های پنهانی قطرات باران میدانی وبلاگ یک دوست قدیمیست برای من یک دوستی که درتمامی مواقع باهم بزرگ شدیم  باهم در گندم زارها قدم زدیم از  عطر گل محمدی خشک شده ی لای قران نوشتیم  اگر سال ها بگذرد نه من تغییر میکنم نه این وبلاگ من همان مجنونی هستم که همیشه ارزو دارد شاپرکی شود که با ندای باران وهم سفری با باد در کوچه ها بچرخدوکودکان به دنبالش بیفتند و اورا سرشار از ارزوهای رنگین خود کنندواوهم درگوش کودکان اوای عشق خود برای لیلی اش را سردهددر این داستان من مجنونم که در بند لیلی گیر کرده اما میدانی فرقش چیست من واقعیم اما در بند لیلی غیرواقعی گیر افتاده ام....

    شمارو به چالش رادیو بلاگی ها دعوت میکنم:-)


  • ۱۵ دوست داشتم❤️لایک
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • دوشنبه ۲۹ مرداد ۹۷

    یک روز نو+چالش ثانیه شمار شکفتن

    https://scontent-lhr3-1.cdninstagram.com/vp/faace8a70a376622d983c6236d4f78b3/5C08BD6A/t51.2885-15/sh0.08/e35/s640x640/35258108_285309868679682_7711401243511357440_n.jpg


    سلوممممممممممم

    امروز کلی برنامه چیدم و کلی کار انجام دادم

    خونه رو تمیز کردم  شاهنامه حفظ کردم اومممممممم کلی ورزش کردم و یک برنامه غذایی برای خودم چیدم (بامراجعه به متخصص تغذیه)

    و کلی کاردستی با وسایل دور ریختنی درست کردم که بعدا عکسشون رو میزارم😊

    چندتا رمان و کتاب جدید شروع کردم به خوندنشون که فردا معرفی شون میکنم که شماهم لذت ببرید

    واییییییییی امروز یه اراده خاصی تو زندگیم شکفته

    میخوام از این رو به اون رو بشم یک چالش جدید راه انداختم خوشحال میشم شما هم شرکت کنید

    جهت شرکت کردن کلیک کنید

    ایششششششش برو دیگه 😐برو چالش رو بخون مرسی اه


  • ۹ دوست داشتم❤️لایک
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • شنبه ۲۷ مرداد ۹۷

    تو گلی درمیان بوته ها(تقدیم به بهترینم ماجده)

    https://scontent-frx5-1.cdninstagram.com/vp/e2972ef903a74532533cd0b6fa3abde8/5BFC7C5B/t51.2885-15/sh0.08/e35/c0.128.1080.1080/s640x640/34332056_238670883533646_2866876754385960960_n.jpg

    در روزی از روز ها خودم را درمیان بوته ها گم کردم
    هر روز بیشتر زخمی میشدم
    ارزوهایم تبدیل به رعدو برقی شده بودکه اسمان رویاهایم راتیره و تار میکرد
    دیگر خودم را هم فراموش کرده بودم
    لبخندهایم را...
    نمیدانستم بازخم هایی که برروی روحم است چکار کنم
    در میان خارها تورا یافتم
    زیبا بودی و پر از محبت
    ان موقع که پیدایت کردم هم مانند ستاره ایی زیبا و درخشنده اسمان تیره ی دلم را نورانی کردی
    با غمت روحم را به سمت مرگ میکشاندی
    و با شادیت تولد دوباره ای را برایم معنا میکردی
    به راستی که با هرلبخنده ات غنچه ای در وجودم به دنیا می امد
    میدانی خیلی دوستت دارم.......

    این متن رو با عشق تقدیم میکنم به بهترین اتفاق زندگیم اجی ماجده
  • ۱۳ دوست داشتم❤️لایک
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • جمعه ۲۶ مرداد ۹۷

    ⭐️❣️⭐️ آدمها

    https://scontent-frt3-2.cdninstagram.com/vp/b7c4a6d3cfc388d603462fbd30037b5b/5C141E99/t51.2885-15/sh0.08/e35/c0.135.1080.1080/s640x640/38194990_274477689827205_3342085654140944384_n.jpg


    ⭐️❣️⭐️
    آدمها
    دست کم یکبار
    باید شکست بخورند
    یکبار باید از اول شروع کنند
    یکبار باید مهم‌ترین چیز زندگیشان را از دست دهند
    باید بدانند هر چیزی ارزش و قیمتی دارد
    اگر به این مرحله از زندگیتان رسیدید
    و حسرت آنچه از دست داده‌اید به دلتان ماند
    زندگی تازه بعد آن شروع می‌شود
    تازه طعم داشتن را می‌فهمید
    بعد آن چیزی را که بدست خواهید آورد
    دو دستی خواهید چسبید
    با چنگ و دندان تصاحبش خواهید کرد
    تازه طعمش برایتان مثل میوه‌ی نوبار شیرین خواهد آمد


    #بابک رهام



    سلام دوستان من نویسنده جدید هستم و اسمم پریچهره خوشحال میشم نظرتون رو راجب این پست بگید

  • ۱۰ دوست داشتم❤️لایک
  • ۱۱ حرف های قشنگ تون😍
    • پریچـ ـهر
    • پنجشنبه ۲۵ مرداد ۹۷

    نویسنده جدید :)

    :)سلوممم


    بچه ها یه نویسنده جدید داریم به اسم پریچهر ازش حمایت کنید


    و راجب رفتن من نمیرم یه بعضی وقتا سر میزنم اما شاید زیاد اپ نکنم یه بعضی وقتا پست میزارم



  • ۱۰ دوست داشتم❤️لایک
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • چهارشنبه ۲۴ مرداد ۹۷

    آنشرلی❣️

    https://scontent-frx5-1.cdninstagram.com/vp/fb57a57dfce9897988d868ca0e9df1d8/5C05F192/t51.2885-15/e35/34891646_203998553765424_5438841679631089664_n.jpg?_nc_eui2=AeHI68LtnL4cpZg4Z1sE3MA5UDPrSYtJbB8YFLCfSaFiEqgYeBN2wVPtHpdoGJvAxFgx0XIC0pfot0zTvkOrGK1B


    آنشرلی یک دختری که عاشق نیست اما از عشق مینویسد...

    وقتی دلش میگیرد در دنیای خیالش فردی را به وجود میاورد و با او از درد زندگی می گوید...

    تا دلش میگیرد میدود و به آینه نزدیک میشود رو به رویش مینشیند

    وآغوشش را برای فردی که در آیینه است باز میکندکسی  که بی هیچ کلکی دوستش دارد و اورا در آغوش میکشد

    دختری که تمامی درد هایش در حرف هایش است اما بازم میخندد...

    دیگران اورا دیوانه و پر حرف مینامند....

    آنها نمیدانند او شب ها به جای بغل کردن خرس عروسکی غم هایش را در آغوش میکشد....

    ساعت ها مینشیند و مینویسد بدون آنکه خسته شود...

    آنشرلی یک اتفاق تکرار نشدنی بود که هیچکس کشف اش نکرد....

    اما بازم میخندید...

    و چقدر شباهت است بین منو آنشرلی

    هردو از درد هایمان مینویسیم اما دیگران آن را داستان مینامند....

    و چه چیزی سخت تر از آن است که درد هایت را واقعی ننامند آنهایی که فکر میکردی تکیه گاهی برای تو در برابر سیاهی هامیشوند.....

    زندگی به من یاد داد که ساده نباش چون دنیا اینگونه نیست....

    ساده که باشی به پای سادگی ات احساساتت را می درندو تورا احمق مینامند

    اما میدانی زیبایی اش چیست؟اینکه با این همه درد بازهم ساده باقی میمانی:)


    پی نوشت یک:خیلی ها هستند که به من میگن خیلی دوستم دارن اما همونا چندروزه به من پیام نمیدن ......

    پی نوشت دو: درد یعنی اینکه در دنیای مجازی کسی تورو نخواد ......

    پی نوشت سه: از این به بعد کامنت دونی رو میبندم فکر نکنم کسی بخواد با من حرف بزنه.....شاید بعضی وقتا باز گذاشتم.....

    پی نوشت چهار:در انتظار مرگ:).......




  • ۱۰ دوست داشتم❤️لایک
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • دوشنبه ۲۲ مرداد ۹۷

    مردم بی لیاقت..

    آخه چرا اینقدر به مسئولین بدوبیراه میگین!!!

    واقعا شرم آوره !

    مردم مینالن و از درد هاشون میگن....

    کسی نیست بگه تو همون نبودی انگشتت رو جلوی دوربین میگرفتی و میگفتی امریکا هیچ غلطی نمی تونه بکنه و من با رای دادنم یک مشت آهنی به دهن آمریکا میزنم....

    مسئولین اتفاقا خیلیم خوبن این مردم این کشورن که یه مشت نامردن

    فردا انتخابات شد از دوباره میان میخندن جلوی دوربین شعار میدن

    این کشور پر از مردم بی لیاقته هرچند این حرف ها تلخ باشه اما واقعیه...

    مردم ایران  باید زور بالا سرشون باشه مگرنه اگه پراز خوبی باشه خوشی میزنه زیر دلشون ...

    مردم نامرد تر از مسئولین هستن!

    و واقعا میگم دم مسئولین گرم هرچی هستن این مردم رو خوب شناختن.....


  • ۱۴ دوست داشتم❤️لایک
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • دوشنبه ۲۲ مرداد ۹۷

    مینویسم ومینویسم و مینویسم.....

    https://scontent-lhr3-1.cdninstagram.com/vp/7d87d796432a122eff13e779a64790d3/5C01051C/t51.2885-15/sh0.08/e35/c0.104.836.836/s640x640/34503103_429566354176566_9150951419296088064_n.jpg


    اینجا مینویسم ومینویسم و مینویسم.....آنقدر مینویسم تا بفهمند در دلم چه میگذرد....دنیارا با نوشته هایم پر خواهم کرد....
    کاری خواهم کرد که خداوند متوجه من شود....بداند در زیر این سقف نیلگون رنگ یکی هست که قلبش پر از ناامیدی است و منتظر است تا توجهی به او شود....خسته از آدم هایی که ندانسته خردت میکنند....آدم هایی که فکر میکنند با خرد کردن تو تنزل شخصیت پیدا میکنند....خدایا کمی به من بنگر...کمی به ما....اینجا دیگر حتی خشت ها هم بوی غم میدهند...

    امضا : یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه

  • ۱۱ دوست داشتم❤️لایک
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • يكشنبه ۲۱ مرداد ۹۷

    قطره ی باران.....


    http://www.talab.org/wp-content/uploads/2018/01/1633924522-talab-org.jpg


    گاهی وقت ها دلم میسوزد به حال آن قطره ی بارانی که فکر میکرد با آمدنش گیاهان را شاداب و دل آدم ها را از سیاهی ها میشوید...

    اما نمیدانست در میان خرابه ها کودکی است با شکم خالی که حسرت کمی محبت را میخورد که هیچوقت معنایش را نچشیده...رویاهایی دارد که بوی ناامیدی میدهند...ستم و سختی کشیده که دانستنش قلب را به درد می آورد......

    فکر کنم آن قطره نمیداند سال هاست ساکنان زمین محبت را فراموش کرده و دیگر قلبی در سینه ندارند که سیاهی هایش ازبین برود...


    امضا : یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه





  • ۸ دوست داشتم❤️لایک
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • شنبه ۲۰ مرداد ۹۷

    خل و چل من تولدت مبارک 😍

    https://scontent-frx5-1.cdninstagram.com/vp/7f6cf25382664e7f295682a7998c97c2/5C07295B/t51.2885-15/sh0.08/e35/c0.112.899.899/s640x640/35521253_1757619147618884_4158995846953697280_n.jpg

    سلام بهترینم:-)

    امروز روزیه که زمینی شدی و فرشته من❤

    بهترین دوستم😁

    خراب کاری هامون رو در دوران بچگی یادم نمیره :)

    همینطور حرف زدنامون تا هشت صبح

    ببخشید اذیتت میکنم من کلا هرکیو دوستش دارم اذیت میکنم😂


    همیشه به قداست چشمهای تو ایمان دارم چه کسی چشمهای تو را رنگ کرده است

    چه وقت دیگر گیتی تواند چون تویی خلق کند؟فرشته ای فقط در قالب یک انسان

    فقط ساده می توانم بگویم تولدت مبارک

     ❣️🌼🌈

    آرزو میکنم به تمام خواسته هات برسی و برات عمر طولانی آرزو نمی کنم بلکه خوشبختی روآرزو میکنم امیدوارم همیشه پیشم باشی و زندگی رو با شادی بگذرونی بهترینم
    😘

  • ۱۳ دوست داشتم❤️لایک
  • ۱۹ حرف های قشنگ تون😍
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • جمعه ۱۹ مرداد ۹۷

    فراتر از عشق 🌈

    https://scontent-frt3-1.cdninstagram.com/vp/f02540bc1dba514c24a761b749779461/5BF72D97/t51.2885-15/e35/37910089_400704227001018_2214298860791005184_n.jpg

    🍀
    قدرتمند تر از عشق
    "احساس مسئولیت" است.
    آنکه در قبال تو احساس مسئولیت میکند؛
    فراتر از عشق دوستت دارد ...


    [جمشید محبی]
    🌈♥️⭐️♥️🌈

  • ۹ دوست داشتم❤️لایک
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • پنجشنبه ۱۸ مرداد ۹۷

    چشمانت را ببند و همه چیز را زیبا کن..⭐️


    https://scontent-cdg2-1.cdninstagram.com/vp/c1e206190f65ea5e7f892c80d9a3516e/5BED0D44/t51.2885-15/sh0.08/e35/c0.128.1080.1080/s640x640/37992171_692215347787580_9222584090744586240_n.jpg

    گاهی وقت ها بدون دلیل غم می آید و پشت پنجره قلب ات سایه می اندازد

    گاهی وقت ها اشک هایت بی دلیل جاری میشود

    چشم هایت را که باز میکنی جز دنیای خاکستری چیزی نمی بینی

    و چقدر سخت است که آن موقع خداهم نباشد تا موهایت را نوازش کند...

    فقط یک کار میتوانی بکنی نفس عمیقی بکشی و بعد از آن سعی کنی زیبایی هارا لمس بکنی

    و فقط در جست و جو ی لبخند ها باشی

    آن موقع میبینی هر قطره  ای از  باران دلتنگ ات میشود

    با هر لبخندات جوانه ای شکوفه میزند

    این را بدان در زیر این آسمان آبی کلی آدم معمولی زندگی میکنند که تمام امید و آرزو های خود را باخته اند..

    اما تو همانند آنها نباش آنها فقط زندگی میکنند اما تو عاشقانه زندگی کن..

    فقط عاشق باش....عاشق زندگی و طبیعتی که در چشم بقیه فقط چشم انداز است..

    از امروز در گندم زار هاقدم بزن بگذار گندم ها پوست لطیف ات را نوازش بکنند

    نزد دریا برو و موسیقی زیبای خدا را بشنو موسیقی که هنرمند  های آن امواج دریا ونسیم پر از مهر هستند...

    پاهایت را در آب بگذار. بوسه های آب بر پاهایت را از ته قلبت احساس کن

    و بعداز آن بر روی ساحل بنشین و کمی با کودکی درونت خلوت کن..

    این را بدان زندگی همانند یک فنجان چای است

    کمی تلخ اما اگر معجون عشق را با او قاطی کنی با نوشیدنش جز شیرینی چیزی احساس نمی کنی

    شاید خدا مارا برای این آفریده که عاشقانه زندگی کردن را بیاموزیم....

    چیزی که هنوز بشر نیاموخته!..



  • ۸ دوست داشتم❤️لایک
  • ۹ حرف های قشنگ تون😍
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • چهارشنبه ۱۷ مرداد ۹۷

    لکه ها...🌿

    https://scontent-mrs1-1.cdninstagram.com/vp/d33c6a76ef30225915889f545e6027fc/5C02992E/t51.2885-15/sh0.08/e35/s640x640/36904169_1335083216624429_7615717253421465600_n.jpg

    بگذارم لکه ها
    دنیای روی رومیزی را فتح کنند
    و لیوان ها تا دلشان می خواهد
    نشُسته بماند
    اصلا شاید این پیراهن آرزو دارد
    برای یک شب هم که شده
    لکه ی دلخواهش را در آغوش بگیرد و آرام.
    دلم می خواهد زندگی را نشُسته رها کنم امشب پلک هایم را ببندم
    در این جهان خوابی هست
    که من حتما باید آن را ببینم


    #رویا شاه حسین زاده



  • ۱۲ دوست داشتم❤️لایک
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • سه شنبه ۱۶ مرداد ۹۷

    نمی گذاری نفس بکشم.....

    https://scontent-frt3-2.cdninstagram.com/vp/bca809c6a0281eb22d045b20409ba2a0/5BF89F04/t51.2885-15/sh0.08/e35/c0.127.1080.1080/s640x640/37029411_205320016801349_3072551094535061504_n.jpg

    تو شبیه دیگران نیستی

    دیگران حرف می زنند،

    راه می روند،

    نفس می کشند.

    تو نه حرف می زنی

    نه راه می روی

    و نه

    می گذاری نفس بکشم.

     

    "کامران رسول زاده"

  • ۹ دوست داشتم❤️لایک
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • دوشنبه ۱۵ مرداد ۹۷

    میخواهم خودم را عاشقانه بغل کنم+400تایی شدیم:)

    https://scontent-frx5-1.cdninstagram.com/vp/adf9b4ef89b694273252038c1524bad9/5BFFF0FA/t51.2885-15/sh0.08/e35/c0.135.1080.1080/s640x640/38097569_2362729753769258_1927774364044886016_n.jpg?_nc_eui2=AeGJbZQydEjchrNwCPTTrsnS6UKLl49RWSbiSWZ5E0KVnpQVt_OfwEwr2tOgr2jaUaFEY6woJNi_72RtVdXhZnhS

    عمری به دنبال شناخت دیگران بودم

    به دور از انکه خودم را بشناسم

    به همه محبت کردم جز خودم

    به همه احترام گذاشتم جز خودم

    به جای اهمیت به خودم به دیگران اهمیت دادم

    عمری گذشت و اینگونه خودم را برباد دادم

    وقتی که خودم برای خودم ارزش قائل نبودم چه انتظاری از تقدیر ودیگران داشتم..!

    در اصل حماقت خود را نامردی تقدیر میدانستم

    اما از این به بعد میخواهم به خودم عاشقانه عشق بورزم

    و فقط دلتنگ لبخند های خودم شوم

    هر روز صبح به خودم گلی هدیه دهم

    هعییی....شاید باورتان نشود اما سخت دلتنگ خودم شده ام...!!

    میخواهم خودم را محکم در آغوش بکشم تا کمی بیشتر بتوانم عطر زیبای زندگی را استشمام کنم...



    پی نوشت:دورد بر کسایی که نوشته هامو میخونن و دنبال میکنن مرسی از حمایت تون امروز 400 تایی شدیم

    البته 401تایی شدیم:)

    هعیی اینجا بدون ماجده 400تایی شد البته رفتنش شاید به صلاحش بوده اما من درک نمی کنم...

    اما همچنان منتظرشم تا یه روزی برگرده و بازم بنویسه اونم با من ....

    این روزا حال و هوای بیان یه جوری شده...

    بوی غم میده خیلی خلوت شده و دیگه مثل قبل نیست

    صمیمتی که قبلا داشت الان نداره خیلی دلتنگ قبلا شدم دلم برای خانم ربات اجی منصوره واجی ماهور تنگ شده

    خیلی زود تنهام گذاشتن رفتن

    خانم ربات و اجی ماهور یک ساله که رفتن... اما امیدوارم برگردن

    اصلا نمیدونم منو یادشونه یا نه میترسم از یادشون رفته باشم....

    هعییی....


  • ۱۵ دوست داشتم❤️لایک
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • يكشنبه ۱۴ مرداد ۹۷

    زیر بام این شهر....

    https://scontent-frt3-2.cdninstagram.com/vp/9b811edd9b76ce5e4f1b9607685afc60/5BFF894C/t51.2885-15/sh0.08/e35/c0.135.1080.1080/s640x640/37742347_247089429444659_8452731058570395648_n.jpg?_nc_eui2=AeFn0ZhTLtKxQ69ytB8yMuLPa1yL9h7r36VUGPCgfPQZDT4_l0ygTdg1XZIsNpQydTi_GxWVaLLd3Vn23Kw7tHHj


    دیروز دست در دست هم قدم میزدیم یه قدم من یه قدم تو

    دستانت را فشار میدادم که مبادا من را در این شهر غریبه تنها بگذاری

    ناگهان  بورانی از برف جاری شد همه جا را پوشاند

    وقتی بوران برف خوابید تورا دیگر ندیدم

    میترسیدم و همه جا نامت را فریاد میزدم انقدر بلند که خدا هم شاکی شده بود

    ستاره ها هم هم صدا با من نامت را میسرودند

    همه اش با خود میگفتم زیر بام این شهر سیاه چگونه تورا پیدا کنم

    روزها گذشت و همچنان نامت را صدا میزدم حتی کوبنده تر از قبل

    در این میان یک دفعه تورا دیدم از شوق دیدنت قلبم میخواست از جایش بکند

    با تمام سرعت به سمتت میامدم که....که.. تورا دست در دست او دیدم

    دنیایم خراب شد ستاره ها دیگر سوسو نمی زدند

    یه لحظه  قلبم از تپیدن دست کشید

    چشمانم همه جارا سیاه میدید

    تا دیروز رویای دست در دست تو راه رفتن بر روی چمنزار هارا میدیدم اما...اما حالا باید نظاره گر عروس شدنت باشم...



    پی نوشت:دیشب تو خواب این داستان رو دیدم گفتم حتما باید بنویسمش خخخ شاید باورتون نشه اما من بیشتر نوشته هامو تو خواب میبینم

    امیدوارم خوشتون اومده باشه ^_^

  • ۱۶ دوست داشتم❤️لایک
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • شنبه ۱۳ مرداد ۹۷

    عشق...

    https://scontent-frx5-1.cdninstagram.com/vp/1499179200cdcc082dc2e4b8f36519c7/5BED8B04/t51.2885-15/sh0.08/e35/c0.110.878.878/s640x640/37039574_441353816341033_4805456517413208064_n.jpg?_nc_eui2=AeF0b_KbBpef4_9AABKKXiOheYTL4Wfv6D9ok1I5itblXF_UMbISdu2zCRMcALqsp65LNmuxraiDN4wUVojzkdo7


    من زیاد از عشق چیزی سرم نمی شه چون عاشق نشدم اما از تقدیر خیلی چیزا سرم میشه

    زندگی یعنی یه مژده بزرگ یک هدیه بسیار زیبا که باید عاشقانه ازش نگهداری کنی

    تو هر لحظه اش لبخند های خدارو احساس کنی

    زندگی یعنی شب که شد غم هایت را دور بریزی و به سوسو زندن ستاره ها خیره بشی

    زندگی یعنی کنار اتیش بشینی و در زیبایی هایش غرق بشوی و بگذاری هاله های حرارتش وجودت را گرم کند

    در بین این همه زیبایی ها چیزی که نمایان میشه عشقه

    چیزی که برای زیباتر کردن زندگیته یه روز یکی میاد و میشه تمام زندگیت :)

    شاید تو از لحاظ احساسی تو قلبش جایی نداشته باشی ..

    اما بدون در آینده ایی نزدیک چند فرسنگ اونور تر یکی هست که قراره از دوباره عاشق شدنو یادت بده

    اینو بدون در زندگی حتی اگه زشت ترین ادم دنیاهم که باشی یه روزی با همون حجم از زشتی به دل یکی میشینی که جز زیبایی از تو چیزی نمی بینه

    دیشب داشتم یه مطلب میخوندم که یه مردی پست گذاشته بود یک روز در همین مکان و روی همین صندلی نشسته بودم به زندگی امید نداشتم و جز ندای خودکشی چیزی تو سرم نمی شنیدم

    اما الان در همون مکان و روی همون صندلی دارم از عشق های زندگیم عکس میگیرم :)

    شاید این حرفای من رو قبول نداشته باشید اما بدونید عشق چیزی هستش که وجود داره حتی وقتی شکست عشقی خوردید

    از این شکست ها نباید ناراحت بشید اینو بدونید اگه این شکست ها نبودن نه عشق شناخته میشد و نه عشق واقعی

    شاید اگه این شکست ها نبود هیچوقت معنی واقعی عشق رو نمی فهمیدیم:)

    پس همین الان یه لبخند بزن و کسی که تو سرنوشتت نبوده رو فراموش کن و دعا کن اونم به کسی که  تو تقدیرشه برسه

    و خودت رو هم برای دل کسی که قراره تموم عمرت تو قلبش باشی اماده کن:)البته اینم یادت نره سه نفر هستن که همیشه دوستت داشتن خودت پاشو   پیداشون وبعد عشق شون رو در اغوش بکش:)



  • ۱۷ دوست داشتم❤️لایک
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • جمعه ۱۲ مرداد ۹۷

    کنکور و سهمیه

    الان موضوعی که خیلی داغه کنکوره کسایی که با زحمت قبول شدن باکسایی که با داشتن سهمیه قبول شدن خیلی فرقه خیلییی

    و واقعا سهمیه خوردن حق کسایی هستش که سهمیه ندارن!

    من بابابزرگم جانبازه درصدشم بالاست اما هیچوقت نذاشت بچه هاش از سهمیه استفاده کنن چون گفت حق دیگران خورده میشه که هیچ

    جون مردم که شوخی نداره

    الان بیشتر همکار های مامانم کسایی هستن که از خانواده جانباز و شهید و کسایی که در جنگ شرکت کرده بودن یا از مناطق محروم بودن 

    من قبول دارم یک جانباز و یک شهید کار های زیادی برای دفاع از کشور انجام دادن اما کسی که پزشکی رو یا خیلی از رشته های دیگه رو با سهمیه قبول شده نه تنها حق کسایی که سهمیه ندارن خورده شده بلکه جون مردم مگه شوخی داره !!

     اون یکی بابابزرگمم همین عقیده هارو داره و هشت سال دفاع مقدس کاملشم داره اما بازم نذاشت که سهمیه حساب بشه حتی داییم

    خیلی فرقه بین کسی که بدون سهمیه عین خر نشسته خونده تا کسی که دوکلمه بیشتر نخونده اما با سهمیه راحت قبول شده

  • ۱۹ دوست داشتم❤️لایک
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • چهارشنبه ۱۰ مرداد ۹۷

    باران(سخن سرا تمرین1)

    من اووووووومدم با معرفی یکی از بهترین تصویرگرای ایران خودمون،کارشون رو خیلی می پسندم (کاراکتراشون،تکنیکای دستی و دیجیتالیشون...😊)
علاقه مندان این شما و این پیج خانم حقگو...
🌈😍🦋🎈👇🏼🎈🦋😍🌈
@sahar__haghgoo
---------------------------------------------------------- #رنگی_رنگی#رنگی_رنگی💛💙💜💚❤️#illustration_best #تک_شاخ🦄#illustrationart#تکشاخ#illustration#سحر_حقگو #دخترونه_ها#دخترونه#دخترونه👸#متن_خاص#متن#عکس_نوشته
#هنر#هنری#متن_نوشته#تصویرگری#تصویرگر#art#ایده_خلاقانه#تصویرگر_ایرانی ----------------------------------------------------------
🌈🌸✂️🦊🦋🌸🎨🦄🌿📷💈🌺❣️🌼🌈
    امروز مثل روز های دیگه بزور از سرجایم بلند شدم
    نگاهم به پنجره افتاد میتوانستم صدای ذراتش را بشنوم که فریاد میزدند و آوای دلتنگی خود را برای باران به گوش آسمان میرساندند
    کمی به منظره ی بیرون نگاه کردم
    نمیدانستم دنبال چه هستم
    شاید منم دلتنگ باران بودم با صورتی توهم رفته و ناراحت به حیاط رفتم تایکم  هوای تازه را استشمام کنم همین که پایم رابه داخل حیاط گذاشتم با اکرم خانم روبرو شدم
    او هم دلتنگ باران بود و همینطور از روی عصبانیت سخن هایی میگفت. میگفت که اگر باران نمی بارد بخاطر دل سیاه مردم است
    همینطور که حرف میزد ناخود آگاه به فکر فرو رفتم راست میگه؟؟یعنی خدا مارو فراموش کرده؟؟همینطور به آسمان خیره شدم ناگهان نگاهم به غنچه ی خشکیده ی گوشه ی حیاط افتاد
    با خودگفتم خدا دل بزرگی دارد مگر میشد بخاطر دل های سیاه مردم باعث نابودی غنچه  ای به این زیبایی شود
    غم غنچه را میتوانستم حس کنم غمی که در لبخند های پنهانش نهفته بود
    با خود م گفتم اگر باران نمی بارد دلیلش شاید...شاید...نمیدانم چیست. .!!هعییییی....
    به کنار حوض رنگی رفتم سعی کردم با غرق شدن در کاشی های ارغوانی رنگ اش خودم را آرام کنم
    ماهی های قرمز رنگ حوض همانند خورشید فروزان بودند و انگار از درون تورا میسوزاندند
    دستم رابه آرامی در آب تکان دادم بوسه های قطرات آب بر دستانم روحم را جلا میبخشید لبخندی  کوچک زدم چشمانم را بستم و دنیا را همانند
    تابلو نقاشی شب پرستاره ون گوگ تصور کردم

    هر لحظه منتظر بودم تاشب شود و از دوباره با ستاره های آسمان راجب درد اهالی زمین بگویم
    راجب اشک های آن غنچه ی خشکیده
    راجب اشک های کودکی که در خرابه ها نام والدینش را صدا میزند
    ناگهان در بین این همهمه ها به خوابی عمیق فرو رفتم....


    (پی نوشت)
    این متن رو برای سخن سرا نوشتم امیدوارم خوشتون بیاد نظرتون رو راجبش بگید😊🌈🌸🌸❣️🌸🌸🌈

  • ۱۲ دوست داشتم❤️لایک
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • سه شنبه ۹ مرداد ۹۷

    کلا نمیرم:) +محله ی کوچک

    https://scontent-mrs1-1.cdninstagram.com/vp/f3baa01fadfa807215a43718048b3d8b/5C08CCF7/t51.2885-15/sh0.08/e35/c0.135.1080.1080/s640x640/37638706_212225762794653_2145597800874770432_n.jpg

    تمام دنیا

    محله‏ ی کوچکی ‏ست

    که تو در آن متولد می شوی

    و من

    میان بازیِ بچه ‏های محله

    به عشق تو

    پیر می شوم..!

     

    "کامران رسول زاده"




    +دیشب یه پست گذاشتم گفتم دارم میرم

    من از رفتن منظورم برای یک مدت بود میخوام یه مدت فعالیتم رو کم کنم مثلا 2 روز 2روز پست بزارم اما بعد از دوباره فعالیتمو زیاد میکنم قولللللللللل میدم

    از این به بعد کتاب میخوام بهتون معرفی کنم با کلی چیز دیگه

    راستی یه خبر دیگه قراره با یکی از بیانی ها حرف بزنم یه باشگاه بیانی بزنیم چندنفر رو در هر زمینه انتخاب کنیم برای اموزش های مختلف:)تا دوروز دیگه راجبش بهتون خبر میدم:)

    راستی اجی ماجده حواسم بهت هستااا شعرای کامران مال منه خخخ

    برادر محسن بیا این تبرت رو از کله من در بیار کله ام عفونت کردخخخخخ

  • ۹ دوست داشتم❤️لایک
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • يكشنبه ۷ مرداد ۹۷

    با من از طولانی ترین ماه گرفتگی حرف نزن! من خودم رکورد دار طولانی ترین دل گرفتگی تاریخ ام...


    با خواهر جان تموم شب رو به انتظار نشستیم و رفتن ماه رو تماشا کردیم...خاموش شدنشو...! میدیدمش و هر لحظه بیشتر یاد خودم می افتادم...منم کم کم داشتم خاموش میشدم... اما کِی کاملا تاریک میشدم؟ نمیدونستم!
    روشنایی های زندگی من همه کور شده بودند و هیچ اثری ازشان نبود...تک و توک پیدا میشد لبخندی روی لبم بیاد و تمام بدنم رو آرامش فرا بگیره!
    من بودم و محدثه... محدثه دوربین به دست تمام لحظات رو سعی میکرد ثبت کنه تا بعد لابه لایش چهار پنج تا عکس خوب نگه دارد بلکم! و من...و من چشمانم را به تلسکوپ سپرده بودم! دستانم نافرمانی میکردند و من را از دیدن عشقم محروم میکردند... من سال هاست که عاشق ماه ام... از همون روزی که شباهت هامون رو دریافتم...!
    با محدثه تمام نیمه شب رو به انتظار نشستیم... ماه ناپدید شد! قرمز شد! ولی کم نیاورد...بازم شروع کرد به روشن شدن! بازم اومد! ماه عشقِ دوست داشتنیِ من...من رو تنها نگذاشت...!
    تمام شب تا صبح رو درگیر یک سوال بودم: آیا من هم بعد از نابودی کامل.‌..دوباره ممکن بود روشن شم! اما نه...منکه عین ماه عاشق دلداده ای چو خود نداشتم که تمام شب را با نگرانی به صبح برساند...!
    نمیدونم کِی! نمیدونم چطور! من حتی نمیدونم آخرین ضربه توسط چه کسی زده خواهد شد! اما خوب میدونم که ی روز خاموش میشم...تاریکِ تاریک! و آنگاه در انتظار عاشق دلداده ای خواهم ماند تا قلبش عشق را بازتاب کند و نور مرا فراگیرد! من باور دارم عشق مرده را زنده...کور را بینا و نا امید را امیدوار خواهد کرد! من باور دارم و اعتقاد دارم باور هایم به حقیقت می پیوندند.‌‌..!
    امضا: ماجده کندزی
    97.5.6

  • ۸ دوست داشتم❤️لایک
  • ۱۱ حرف های قشنگ تون😍
    • ما جــــــــღــــــدہツ
    • شنبه ۶ مرداد ۹۷

    راه رویام و چه زود دزدید🌈

     

    آهنگ خیلی خوب #سارا_نائینی عزیز به نام #دل_یار 🌈🌸😍🌸🌈جهت دانلود این اهنگ کلیک کنید

  • ۱۰ دوست داشتم❤️لایک
  • ۹ حرف های قشنگ تون😍
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • جمعه ۵ مرداد ۹۷

    خودم را میخواهم...

    https://scontent-frt3-2.cdninstagram.com/vp/25314deea3e3c66f61ff23b3d284e0f6/5C12D16C/t51.2885-15/sh0.08/e35/c0.135.1080.1080/s640x640/24332388_2267072986652199_8919247339655266304_n.jpg

    دیشب چشمانم را با هزار مشقت بستم

    دل تو دلم نبود که هرچه زودتر وارد دنیای خیالی خودشوم

    دنیایی که سازنده اش من بودم

    جایی که حتی دیگر بازیچه سرنوشت هم نبودم

    در خوابم  روبروی اینه ای  زیبا و قطور ایستادم

    بعد از مدت ها به خودم نگاه کردم

    وقتی به خودم خیره شدم فهمیدم دیگر ان کودک نیستم

    ان کودکی که هزاران ارزو و خیال داشت

    بغضی عجیب  گلویم را گرفت

    ناگهان دنیای خیالی ام بهم ریخت

    لبخند تلخی زدم

    و فهمیدم خیلی وقت است بازیچه سرنوشتم حتی در خواب اما خبر ندارم

    دیگر در رویاهایم نه شادی میخواهم نه منظره های رنگی

    فقط خودم را میخواهم

    این من نیستم مطمئنم !!!

    من قبلا بوی شادی میدادم اما الان بوی نا امیدی

    قبلا دنیارا بارویاهایم رنگ میزدم

    اما الان دنیا مرا با سختی ها رنگ میزند

    قبلا زندگی برایم از ستاره های چشمک زن زیباتر بود

    اما..

    اما الان...

    در اوج نوجوانی پیر شده ام !

    خودم را میخواهم..!

  • ۸ دوست داشتم❤️لایک
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • پنجشنبه ۴ مرداد ۹۷

    پله های اسمان

    https://scontent-frt3-2.cdninstagram.com/vp/aa1f51b5b76629b737708ac3dd3fdaea/5BD589C5/t51.2885-15/sh0.08/e35/s640x640/24327970_157151678372788_9110493630526652416_n.jpg

    خدایا دلتنگم...

    دلتنگ مهربانی ات دلتنگ عشق بی اندازه ات این روز ها احساس میکنم از یادت رفته ام

    نمیدانم شاید هم میخواهی به من یاد دهی فقط تو هستی که میتوانی عشق خالصانه نسبت به بنده ات داشته باشی

    دیگر نمی خواهم از راه دور با تو سخن بگویم دوست دارم وقتی که موهایم را نوازش میکنی دردهایم را برایت بگویم

    وقتی به اسمان خیره میشوم با خود میگویم کاش میشد ستاره ها پله ای بشوند برای در اغوش کشیدن تو..



  • ۹ دوست داشتم❤️لایک
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • چهارشنبه ۳ مرداد ۹۷

    غرور ریشه در تمام وجودم زده

    🍓🌿 #liekeland

    میخوام باهاش اشتی کنم اما غرورم اجازه نمیده

    باخودم میگم وقتی که کلی التماسش کردی اماگفت نمیمونه و رفت و حالا برگشته

    وقتی بهت اهمیت نداد و گفت باید برم

    الان چطور ببخشمش

    فقط میدونم هنوز دوستش دارم

    نمیدونم الان اصلا من براش اهمیتی دارم یانه

    اما تا میخوام کلمه ببخشید رو به زبون بیارم زبونم قیچی میشه و صدای درونم میگه

    -تو اشتباهی نکردی

    +اما اون میگه تنهاش گذاشتم...

    و از نظر اون یه نامردم

    فکر نکنم منو دیگه به عنوان اجیش قبول داشته باشه ....

  • ۹ دوست داشتم❤️لایک
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • سه شنبه ۲ مرداد ۹۷

    گوشام چپکی شده!

    گوشام چپکی میشنوه

    اصلا یه وضعی

    یکی شو براتون مثال میزنم

    خیلی خیلی ببخشید من بی ادب نیستم اما چیزیه هستش که گوشام میشنون

    کانال داشتم رد میکردم یه دفعه شنیدم مجریه گفت گوزستان:|

    یا استخولدوس چی گفت


    گفتم مامانی توهم شنیدی گفت چی  شنیدم گفتم مجریه گفت گوزستان

    من:|

    مامانم:|

    وضعم خرابه تازه این یه نمونه خیلی کوچیک بوداا

  • ۸ دوست داشتم❤️لایک
  • ۱۷ حرف های قشنگ تون😍
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • دوشنبه ۱ مرداد ۹۷

    امدی و با میلادت محشر بپا کردی 😊

    روزی که وارد بیان شدم چند سال اول تنها بودم

    وزیاد به نوشتن علاقه نداشته و بیشتر به یک چیز برای وقت گذروندن بهش نگاه میکردم

    تا باتو اشناشدم اولش شدم نویسنده وبت بعدش باهم دوست شدم و بعد اجیم شدی بهترین اجیممممم

    نزدیکه سه ساله میشناسمت

    و درکی که ازت دارم اینه که

    غم خاصی داری مهربونی دلت دریاست بابقیه فرق داری همیشه کنارم بودی

    حتی بیشتر از دوستای واقعیم

    روز اول اشنایی مون با یه سلام خالی شروع شد ولی شدی بهترین زندگیم

    خیلی دوستت دارم خواهر گلم

    برات ارزو دارم که زندگی شادی داشته باشی کنار کسایی که دوستشون داری

    و هیچوقت غمت رو نبینم

    امیدوارم عمر کنی     28236236528562   اونم با شادی

    بدون خیلی دوستت دارم 

    حتی اگه زیاد نشون ندم کلا من ساختارم اینطوره زیاد به کسی ابراز علاقه نمی کنم اما دوستش دارم بدون خیلیییییییییییییییییییی دوستت دارم عزیزم

    بی صبرانه منتظرم تا چهارسال بگذره و بتونم از نزدیک ببینمت و کادو تولدتو بدم

    عزیز ترینم  😍  اجی ماجده گلم تولدت مبارک😚

    Related image

            



  • ۱۱ دوست داشتم❤️لایک
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • دوشنبه ۱ مرداد ۹۷

    شاهزاده قصه ها

    https://scontent-frt3-1.cdninstagram.com/vp/d9af9c020f3459b8f280c1168c020818/5C102750/t51.2885-15/sh0.08/e35/c0.24.645.645/s640x640/36819716_203610093667145_3196761965347209216_n.jpg


    تمام عمر خود را دنبال پایان خوش قصه ها بودیم

    دنبال کسی که  سوار بر اسب سفید اش ظاهر میشود

    بدی ها را شکست میدهد 

    یک دفعه از شادی غنچه ها به رقص در می ایند

    دنیا زیبا میشود

    وداستان به خوبی تمام میشود

    و بازم به دنبال پایان خوش قصه ها بودیم

    به جای اینکه به اینه نگاه بیندازیم

    و شاهزاده واقعی را بیابیم

    چرا وقتی میتوانیم خودمان شاهزاده قصه های خودمان  باشیم

    سعی و تلاش نکنیم؟

    من میدونم که همه مون میتونیم به خواسته مون برسیم

    و اون موقع که بهش برسیم

    کائنات برایمان اهنگی پیروزی خواهند نواخت

    فقط کافیست این را درک کنیم که پایان خوش فقط در قصه ها نیست..


  • ۶ دوست داشتم❤️لایک
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • يكشنبه ۳۱ تیر ۹۷

    آن کس که مرا ندارد..../پست صوتی

    https://instagram.fevn1-1.fna.fbcdn.net/vp/18268effa7e7d86514a5c3e4f0d7c4fc/5C120C80/t51.2885-15/sh0.08/e35/c0.135.1080.1080/s640x640/30855839_346602402529981_9107731468339118080_n.jpg

    من باهیچکس تعارف ندارم...
    گاهی وقتا باید این حرفا رو به خودتون گوش زد کنید...
    به خودتون یاداوری کنید
    که چقدر باارزشید..
    متنی زیبا از نرگس صرافیان طوفان
    جهت وارد شدن به صفحه شخصی این نویسنده کلیک کنید
    اگر صدا بدشده معذرت میخوام

     

     

  • ۷ دوست داشتم❤️لایک
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • شنبه ۳۰ تیر ۹۷

    به نقطه ای رسیدم که دردم را با کلمات تسکین میدهم

    https://instagram.fevn1-2.fna.fbcdn.net/vp/06047932c3424d032146c56fc19bc185/5BE78A23/t51.2885-15/sh0.08/e35/c0.92.740.740/s640x640/34759364_1778977228861043_3027895791277572096_n.jpg


    کوچک تر که بودم

    درد هایم کوچک بود

    بزرگترین دردم این بود که امپول نزنم

    بابزرگتر شدنم درد هایم بیشتر شد وهمچنین واقعی تر

    وقتی به درد های دوران کودکیم فکر میکنم  خنده ام میگیرد

    میفهمم نه تنها از لحاظ جسمی بزرگتر شدم

    از لحاظ فکری هم بزرگتر شدم

    دیگر درد من عروسک هایم نیست

    درد من وابسته شدن است درد من درد هایی است که در سه یا چهارسالگی هیچوقت درکشان نمی کردم

    درد من وابسته شدن به مادرم است

    خیلی درد بزرگی است

    که به چیزی وابسته شوی

    به لبخند هایش

    به محبت هایش

    اما وقتی که بیش از همه روز ها وابسته بهش بشی ناگهان بفهمی

    کسی که تمام زندگیت رو با عاشقانه های مادرانه اش گذراندی

    ممکن است ترکت کند

    و اینجاست که بازی کثیف سرنوشت باتو شروع میشود

    ان روز ارزوهای من پوچ شد که جواب ازمایش مادرم را دیدم

    دیگر نه زندگی برایم ارزش داشت نه رفتن و امدن کسی

    تا دیروز  تمام زندگی ام شده بود ارزوهایم

    اما الان به نقطه ایی رسیدم که پوچ تر از انها خودم هستم

    دیگر  حتی غر زدن های مادرم برایم زیباترین اواز جهان است

    دیگر وقتی بغلش میکنم  قلبم به تپش میفتد

    میترسم ..

    ترس از دست دادنش را دارم

    حرف های دکتر ها و جواب ازمایش

    این روز ها قلبم درد میکشد و ریشه در تمام وجودم زده

    به هیچکس نمی گویم دردم را شب ها دیگر از قلب درد خوابم نمی برد

    گفتنش چه فایده دارد وقتی بیانش کنی همش حرف های تکراری میشنوی

    صبر کن تموم میشه-چیزی نیست و....

    پس چه فرقی میکند درد هایی که دیگران درکشان نمی کنند و تنها راه دلداری دادنشان این است که متاسفم بازم حرف های تکراری

    این روزها تمام امیدم به خداست اوهمیشه ارزوهای من را براورده میکند مطمئنم در این ساحل غم من را تنها نمی گذارد

    این روز ها تنها همدم من شده خدا

    همدمی که از کودکی تمام درد هایم را به او میگفتم و تابحال باکسی دردو دل نکردم اما امروز به نقطه ایی رسیدم که سعی میکنم دردم را باکلمات اروم کنم



  • ۶ دوست داشتم❤️لایک
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • جمعه ۲۹ تیر ۹۷

    خوب بودن همه چیز یک رویاست

    https://scontent-frx5-1.cdninstagram.com/vp/a7cd816758ace003ad35b1209d19ab6d/5BEE2992/t51.2885-15/sh0.08/e35/c0.128.1080.1080/s640x640/20766529_125484451344923_1417946546120425472_n.jpg

    هاله های خورشید مثل همیشه در حال قلقلک دادن چشمانم بودند ...

    بی حوصله تر از همیشه از خواب برخاستم

    پنجره رو باز کردم تا کمی شاهد نوازش مهربانانه باد بر گیسوان خود باشم

    همین که پنجره را باز کردم

    متوجه مردمانی خسته شدم

    مردمانی که پشت لبخند های گرمشان دنیایی پر از غم پنهان بود

    حتی دیگر نسیم هم بوی ناامیدی میداد

    صدای زوزه های باد سراسر شهر را  فرا گرفته بود

    انگار میخواست خدارا متوجه این همه سختی بکند

    اما رنگ خاکستری اسمان

    نشان دهنده این بود که خدا هم از بنده هاش خسته تره

    چشمامو بستم

    و از دوباره شروع کردم به نقش کشیدن تابلو رویاها

     رویایی که سرشار از خوبی هاست

    و واقعا هم خوب بودن همه چیز رویاست...



  • ۶ دوست داشتم❤️لایک
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • پنجشنبه ۲۸ تیر ۹۷

    اسیر سرنوشت


    من یک زندانی ام
    یک زندانی که سال هاست اسیر رویاهایش است
    تنهادلیل زندگی ام شده همین ارزو های خیالی
    ارزوهایی که نمی توانم  واقعیشان کنم
    اما بازم بهشون امید دارم
    ارزو های من حکم یک حیوان خانگی را دارد
    شاید قوی به نظر بیایند
    خوب و زیبا اما میدانم به محض رهایی شان در دنیای واقعی دوام نمیاورند
    پس ترجیح میدهم انها را همانند کرم شب تاب در شیشه ای زندانی کنم و تمام عمرم را صرف غرق شدن در زیبایی انها بکنم
    گاهی وقت ها که فکرش را هم میکنم
    من چه فرقی با ان کرم شب تاب دارم
    او اسیر زیبایی اش است و من اسیر سرنوشت و رویاهایم...
  • ۷ دوست داشتم❤️لایک
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • چهارشنبه ۲۷ تیر ۹۷

    شـ💐ـبـ🦋ـیـه یـ🌹ـک رویـ☄️ـا

     


    امروز رو هم به پایان میرسونیم با اهنگ شبیه یک رویا از دال بند
     
    شب تون خوش وپر از رویاهای زیبا☄️🌈🌟

     

     

  • ۸ دوست داشتم❤️لایک
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • سه شنبه ۲۶ تیر ۹۷

    چالش دنیای رویایی من

    예전에 텀블벅에서 진행한 리워드 중 <너의 숲이 되어줄게> 배경에 후원자님을 그려드리는 '그림을 그려드립니다'리워드가 있었는데, 그 중 한 분이 자작캐릭터를 그려달라고 하셔서 덕분에 재미있는 작업을 하였습니다:) 항상 숲소녀가 있던 자리에 다른 소녀가 앉아있는 모습이 새롭네요 ㅎㅎ

#일러스트 #일러스트레이션 #캐릭터 #소녀 #숲 #illust #illustration #girl #forest #art #그림 #그림스타그램

    :))) جالب کده یه چالش گذاشته به نام دنیای رویایی من پیشنهاد میکنم شرکت کنید

    من قبلا یک متن نوشه بودم راجب جایی که دوست دارم باشم گذاشته بودمش تو اون یکی وبم که اسمش من نویسه

    حالا اینجاهم از دوباره میزارمش



    دوست دارم  به یک جا بروم دور از همهمه دور از ناراحتی ونفرت و دعوا وانرژی های منفی

     از ادما دور شوم

    درطبیعتی بکر یک کلبه داشته باشم
    با یک اتش دلربا هرروز  با نگاه های خود در زیبایی هایش غرق شوم
    هاله های گرمای اتش درون من نفوذ کنند
    و امواج ارامش را درونم جاری سازند
    به گلزارها بروم با گلها تاج های رنگین درست کنم
    بخندم اواز بخوانم
    بدوم و دخترانگی هایم را خالی کنم
    سکوت کنم و اواز کودک درونم را بشنوم 
    موهایم را به باد بسپارم
    جایی باشم که کسی بخاطر دختر بودنم به من هشدار ندهد
    جایی باشم که سازی در دستانم بگیرم بنوازم و گوش هستی را از اواز شادی هایم کرکنم

  • ۱۰ دوست داشتم❤️لایک
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • سه شنبه ۲۶ تیر ۹۷

    احساس پوچی میکنم در دنیایی که بودن یا نبودنم فرقی نمی کند

    https://instagram.fevn1-1.fna.fbcdn.net/vp/bcd2c99b3c67a10b60c887a4f0d18b3c/5BEAD4AE/t51.2885-15/sh0.08/e35/s640x640/31108465_238939029990532_7516817599842222080_n.jpg


    گاهی وقت ها بدون دلیل دلم میگرد همانند ماهی که در تنگ است و ارزوی  دریا را دارد..

    احساس پوچی میکنم احساس اینکه هیچکس از من خوشش نمیاد

    نمیدانم دلم از ادم ها گرفته یا از دنیا

    فقط میدانم وقتی دلم میگیرد دنیایی غیر واقعی ارامم میکند

    دنیایی به نام دنیای مجازی

    هرچقدر که غیرواقعی باشد

    درد های من به همان اندازه واقعی اند.....

    این دنیای غیر واقعی خیلی زیباتر از دنیایی است که او را واقعی مینامند...

    حداقل محبت دارد  ادم هایی دارد که گاهی مرهم زخم هایت میشوند

    شاید ان ها هم مثل من هستند ...

    در دنیایی که کسی درکشان نمی کند در دنیایی که تو را همانند میخ در زمین  فرو میکنند...

    حداقل این دنیای غیر واقعی میتواند خودش یک درمان باشد

    تنها چیزی که میدانم این است که احساستم در چارچوب دنیایی غیر واقعی جا مانده.....



  • ۶ دوست داشتم❤️لایک
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • دوشنبه ۲۵ تیر ۹۷

    درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند.....معنی کورشدن را گره ها می فهمند/ سخت بالا بروی، ساده بیایی پایین.....قصه تلخ مرا سُرسُره ها می فهمند

    امروز یه حال عجیبی جلوی دست و پامو گرفته...

    ی حالی که نمیذاره اشکام جاری بشن..

    ی حال عجیبی بهم میگه شاید امروز لبخند بزنم...

    ی حال عجیبی که بهم میگه ممکنه امروز ی روز خوب باشه...

    من حالم این روزا خیلی عجیبه...

    این روزا تا قدم میزنم..یکی میاد پامو قطع میکنه...

    این روزا تا میام گِله کنم..یکی میاد و زبونمو می بُره...

    فقط نمیدونم چرا یکی نمیاد گوشامو بگیره تا این همه توهین رو نشنوم...

    چرا یکی نمیاد چشمامو کور کنه تا اینهمه نامردی رو نبینم...

    این روزا تا میام لبخند بزنم..یکی میاد و اشکامو جاری میکنه...

    اما امروز...امروز یه حال عجیبی دارم..احساس میکنم لبخند همین نزدیکی هاست...

    باید دستمو دراز کنم که بهش برسه...

    ولی انگاری امروز کسی دَستَمو هم قطع کرده...

    امضا: م.ک

    97.4.25

  • ۷ دوست داشتم❤️لایک
  • ۱۹ حرف های قشنگ تون😍
    • ما جــــــــღــــــدہツ
    • دوشنبه ۲۵ تیر ۹۷

    خوشبختی جادویی

    https://scontent-frt3-2.cdninstagram.com/vp/610be3ca55a83c763c5348a9012ec8a0/5BE08ED6/t51.2885-15/sh0.08/e35/c0.92.740.740/s640x640/23967356_627560067367903_6811881825820999680_n.jpg

    همیشه برای خلاصی از دنیا به فکر خوابیدن میفتم

    جادوی عجیبی در الیاف بالشت وجود داره تورو به دنیایی میبره  که همیشه ارزوشو داشتی

    چندساعتی از  جهان پر از اشوب فارغ میشوی

    باستاره های اسمان همگام  وبا ماه مهربان

    هم صحبت میشوی

    انگار در خواب لبخند های خدارا هم میتوانی احساس کنی

    در میان این همه شیرینی چیزی که ذهنت را اشفته میکند این است که

    به نقطه ای رسیدیم که خوشبختی را در خواب ارزو میکنیم!


  • ۱۲ دوست داشتم❤️لایک
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • يكشنبه ۲۴ تیر ۹۷

    🌈🌸🎶🌸🌈خونه ی ما🌈🌸🎶🌸🌈

     

     
     
    🌈🌸🎶🌸🌈
    امشب رو با،مرجان فرساد و آهنگ "خونـه ی مــا" تموم میکنم...
    حال دل آروووم...
     

    :))این موزیک ویدیو کامل نمیشه گذاشتش برای همین اگه میخواید کامل با کیفیت اصلی ببینید کلیک کنید
     
     
    امیدوارم از تم جدید وب خوشتون اومده باشه از این به بعد دلنوشته و گاه نوشت در اینجا قرار میگیره
    حمایت مون کنید
     
    نظرات این پست بسته شده ازتون میخوام یک یادگاری برامون در قسمت یادگاری دلها بنویسید:))
     
     
     
  • ۷ دوست داشتم❤️لایک
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • شنبه ۲۳ تیر ۹۷

    نارنجی پوش

    Image result for ‫عکس رفتگر‬‎

    بخاطر اینکه بتونه برای  خانواده یک لقمه نون در بیاره
    کلی زحمت کشید
    مورد تمسخر قرار گرفت 
    دستانش پیله بست
    پیرشد
    اما بازم مردم او را مورد تمسخر قرار میدادند
    مردمانی  که ازشعور هیچی سرشون نمی شد
    و تا حرف از جهان سومی بودن میشد میگفتن کی اینو گفته من زندگی به این شیکی دارم همه چی دارم کی گفته من یک جهان سومی هستم
    اما هیچوقت به این فکر نکرد که جهان سومی بودن یعنی همین نداشتن شعور و مورد تمسخر قرار دادن کسی که میخواهد خرج خانواده اش را از راه حلال دربیاورد
    اگر  باکلاس بودن و نشانه باشعور بودن به این است که خانه ی شیک  داشته باشی لباست مارک باشد یک سگ خانگی هم این چیز هارا دارد
    باید شعور و عقل داشته باشیم جهان سومی بودن به اقتصاد نیست
    به شعور و شخصیت افراد یک جامعه است
    اگه کشور  وضع اش اینگونه است  همش بخاطر تفکرات و اعتقادات کسانی هست که جهان سومی هستند
    از کشوری که میلیونی پول میدهد تا خاک قالی های حرم را روی جسد برادرش بریزند تارستگار شود چه انتظاری داری
    کشوری که مردمانش همچین اعتقادات پوچی دارند انتظار پیشرفت داری؟
    چیزی که باید پیشرفت کند شعور و تفکرات و اعتقادات مردم است اون موقع است که یک جامعه پیشرفت میکند
    میلیونی خرج  میکنه نذری میده تا خدا از گناهاش بگذره امافردا از دوباره اون گناهان رو انجام میده  نمیاد یک دهم ثانیه به خودش فکر کنه و اخلاقش رو عوض کنه
    و جالب تر از اون اینکه به جای اینکه این نذری رو به ادمای نیازمند بده به خانواده و همکار ها و همسایه هاش میده!
    تا وقتی که این تفکرات از بین نره این فساد های فکری و اخلاقی نه تنها جهان سومی بودن ازبین نمیره بلکه تاابد یک جهان سومی باقی میمونیم

    فقط کمی فکر کنیم
  • ۷ دوست داشتم❤️لایک
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • شنبه ۲۳ تیر ۹۷

    تولد یک بیانیییییییی😊 🎁 🎈

    Related image

    تولد داریممممممم🎊 🎉 🎊 🎉

    اگه گفتید تولد کیه ؟؟

    تولد آریا  تولدت مبارککککک 🎁 🎈 🎏 🎀 🎊 🎉

    امیدوارم اولین نفری باشم که بهت تبریک میگه

    انشاالله 30000000000000عمر کنی 😊

    خب اینم وبشه برید تووبش بهش تبریک بگید 🎊

    جهت ورود کلیک کنید


    Related image

    اینم کیک تولد 😁
  • ۸ دوست داشتم❤️لایک
  • ۶ حرف های قشنگ تون😍
    • یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
    • شنبه ۲۳ تیر ۹۷