https://scontent-frt3-1.cdninstagram.com/vp/053cc65506ac95c3cb7f79074fe8226d/5C1534C2/t51.2885-15/sh0.08/e35/s640x640/34014110_247195999165495_2718133653149319168_n.jpg

امروز یک روز عادی است مثل روز های دیگر که کمی با لبخند امیخته شده

اما به هر نحوی که شده میخواهم در دلم را  باز کنم و امروز را در دلم جای دهم

مطمئنم خاطره میشود و در آینده وقتی دارم یک نسکافه داغ مینوشم به یاد الان میفتم ولبخند بزرگی میزنم و  به رفتار و ارزوهای کودکانه ام  می اندیشم

همیشه برایم سوال بود که چرا باید حرف ها و خاطراتمان را در دفتری بنویسیم وقتی که دفتر دل جای نوشتن دارد

الان که فکرش را میکنم میفهمم قدرتی که کلمات دارد هیچی ندارد شاید دلیل اصلی به وجود اومدن دفتر خاطرات این باشه که یادت بده

چیز هایی هستن که نه تنها باید تو دل حک بشن باید تو دفترم حک بشن مخصوصا ارزوهات....

وقتی سال ها گذشت و شروع به خوندنشون کردی میفهمی چقدر بزرگ شدی

فرقی نداره حتی اگه یک سال گذشته باشه بازم با خوندنش میفهمی که چقدر بزرگ شدی

مامانم همیشه میگه بزرگ شدن به فکر نیست به جثه هم نیست

همین که آرزوهات ازبین برن و چیزای جدید جاشون بیاد خودش یک نوع بلوغه

امروز وقتی دفتر خاطراتمو باز کردم خیلی خندیدم گریه کردم و فهمیدم خیلی بزرگ شدم بزرگتر از اون چیزی که فکرشو میکنم و واقعا هم تغییر کردن ارزوهایی که دنیاتو باهاشون جلا میدادی خودش یک نوع بزرگیه...


پی نوشت1:امروز وقتی دفتر خاطراتمو نگاه کردم دیدم زده سال 93 8 اسفند اولین باری بوده که طعم نویسندگی رو چشیدم

یعنی تقریبا نه سالم بوده و تمام مدت تاریخ اشتباهی رو گفته بودم البته بماند یک سال قبلش تو وبلاگ پسرداییم فعالیت میکردم و اولین وبمو تو نه سالگی زدم

هیچوقت اون روز اول وبلاگ نویسی رو یادم نمیره...

پر از استرس و آشوب بودم اینکه قراره با چه آدمایی روبرو بشم

چه چیزایی قراره یاد بگیرم....و الان چهارسال و خورده ایی گذشته...

و میتونم بگم با بهترین ادما اشنا شدم که خیلیییی چیزا ازشون یاد گرفتم:)

پی نوشت دو:ایام محرم رو به همه تسلیت میگم و جاداره به یه سری نکات اشاره بکنم

اول اینکه یاد بگیریم به اعتقادات هم احترام بزاریم خیلیا هستن که به اسلام اعتقاد ندارن...و بی احترامی میکنن و یه سریا هستن که اعتقاد ندارن اما احترام میزارن که بگم دم خانوادشون گرم:)

هرکسی یه اعتقاداتی داره و مهم اینکه بدونی خوبی چیه و خدا چیه این دلیل اصلی به وجود اومدن تمامی دین هاست

الان دعوا سر اینه کسی که عزاداره میاد با اونی که اعتقاد نداره دعواشون میشه اون میگه چرا مثلا شادی یا خیلی چیزای دیگه و اون طرف مقابلم پاشو فراتر میزاره

یا برعکس اونی که اعتقاد نداره چیزی رو که باور یکی دیگه است خراب میکنه و واقعا این یک اشتباهه!

هرکسی یه سری اعتقادات داره که شخصیت اونو میسازن و اگه قرار باشه تغییر بکنه خود فرد میره دنبالش و تو حق اینکه اعتقادات اونو خدشه دار بکنی  نداری!دین و باور یک حریم شخصیه که باید حفظ بشه

چه اونی که اعتقاد داره باید حفظش بکنه و هم کسی که اعتقاد نداره!

خیلی چیز سختی نیست کافیه  از خط قرمز باور های همدیگه دور بشید

و حتی اگه میدونید اعتقادات طرف مقابل اشتباهه حق نداری حرفی بزنی!باید بزاری خودش بره دنبالش...چون در این راه هم شخصیت خودت زیرسوال میره هم باور های یکی دیگه رو زیر سوال بردی و لطفا این دعواهای دینی رو تموم کنید!و بهم احترام بزارید:)


پی نوشت3 :امروز داشتم تو درایو کامپیوترم میگشتم که یک آهنگ خیلی قدیمی پیدا کردم

باید بگم عاشق این اهنگ خواننده اش zaz     اسم اهنگ    jeveux   و این اهنگ رو چون معنی شادی نداشت گذاشتم اگه معنی شو بدونین میبینین اهنگ شادی نیست...