امروز روز عالی بود به جرات میتونم بگم که دارم بهترین دوره ی نوجوونی مو میگذرونم😐

و وسط این همه خوشحالی میفهمی 18روز دیگه مدرسه است و نه ماه فلاکت😛😭

پوففففففف😐نه ماه فلاکت با معلم های بداخلاق😐شت به این زندگی😭الان که فکرشو می کنم فصل مدارس حکم زندگی رو داره و تابستون حکم اخر زمان😐😛😛😛که خدارو شکر هنوز زنده ام😐و به قتل نرسیدم😁😁😁😁😁

خب دیگه درگیر کتاب خوندنو بدبختی😐و بی اینترنتی😑

خب یه زبان جدید اختراع کردم 😐اسپلیندش😂😂بعد داستانشو میگم

نصیحت دومم 😐باغ وحش نرید اصلا نرید😐😑حیوونای بیشعور بی فرهنگ😐

بعد از کلی بدبختی پوستم از افتاب سوختگی رها شده بود که پا به تهران گذاشتم و از دوباره افتاب سوخته شدم😑😑😑درد داره😭😭😭من یک تن ضد افتاب زدم اخههه چرااا😑اما پوستم خدارو شکر داره خوب میشه🙃الان فکرشو میکنم اهواز افتاب تهران رو داشت ادم کباب میکرد😐😐😐تنها فایده هوای اهواز اینه افتابش تیز نیست😛

خب از همین الان اعلام کنم دلتنگ اهوازم!😭من بدون اهواز نمیتونم😐خیر سرم میخوام به کل از ایران برم بعد الان از یک شهر به شهر دیگه رفتم وضعم اینه😛واییی کلی فیلم  از کلوپ گرفتم اونم ترسناک 😀تو ماشین همشونو دیدیم😐اما من چرا از هیچ فیلم ترسناکی نمی ترسم😑

این روزا دست به قلم شدنم سخته ولی میخوام شعر بلند بنویسم😐تاحالا امتحان نکردم😅

این روزا وقتی تو جاده اییم  وقتی ستاره هارو میبینم یاد این مطلب میفتم🙃

و واقعا دوست دارم ستاره ها تبدیل به پله بشن😍واییی🙃این روز ها سرشار از انژی مثبتمممم😁و سرگرمی جدیدم اینه که ببینم کدوم پلاک مال کدوم شهره😛😐و مرسی از دعوت اجی ماجده گلم:-)😍❤