https://scontent-frx5-1.cdninstagram.com/vp/c17a42a73948265e17bacf6b37372868/5C0230F5/t51.2885-15/sh0.08/e35/s640x640/34837369_263076320923349_7518902355492864000_n.jpg

من.... یک دختری که هیچوقت بزرگ نمی شود عطرو بوی کودکی در تمام نوشته هاش به مشام میرسد دختری که مدت هاست دنیایش شده یک کیبورد و مانتور ساعت ها روی صندلی مینشیند و از خودش مینویسد از آسمان نیلگون رنگ از لبخند های پنهانی قطرات باران میدانی وبلاگ یک دوست قدیمیست برای من یک دوستی که درتمامی مواقع باهم بزرگ شدیم  باهم در گندم زارها قدم زدیم از  عطر گل محمدی خشک شده ی لای قران نوشتیم  اگر سال ها بگذرد نه من تغییر میکنم نه این وبلاگ من همان مجنونی هستم که همیشه ارزو دارد شاپرکی شود که با ندای باران وهم سفری با باد در کوچه ها بچرخدوکودکان به دنبالش بیفتند و اورا سرشار از ارزوهای رنگین خود کنندواوهم درگوش کودکان اوای عشق خود برای لیلی اش را سردهددر این داستان من مجنونم که در بند لیلی گیر کرده اما میدانی فرقش چیست من واقعیم اما در بند لیلی غیرواقعی گیر افتاده ام....

شمارو به چالش رادیو بلاگی ها دعوت میکنم:-)