خ😍نـــــــــــــــــــ😘ـــــــــــده کـ😂ـدهツ

دنیای کوچکی برای گذاشتن لبخند بر روی لبان شما و گاهی خالی کردن خودم .....

من خسته!!

الان نمی دونم دقیقا حالم چطوره حس شاپرکی رو دارم که در یک تاریکی مطلق دنبال روشنایی میگرده اما اصلا روشنایی وجود نداره

شاید خستگی از روزمرگیه

هرچقدرم سعی کنی بخوای تغییرش بدی بازم همونه فقط یک اتفاق دیگه بهش اضافه میشه

دچار روزمرگیه خیلی شدیدی شدم 

مثل همیشه با بدبختی ازخواب بیدارمیشم

منتظر سرویسم میمونم

باز هم حرفای تکراری یگانه خیلی دلم برات تنگ شده بود

و همه شون تا این رو میگن دودقیقه بعد یه دونه پس کله ات میزنن


بازهم ورودی مزخرف شرکت و بازهم مسئول سرویس ها اقای برو عمو کلا در هر حالتی میگه برو عمو میگی سلام میگه برو عمو میگی خداحافظ میگه برو عمو و بازهم دوست خاک برسرم که منتظره اون راننده سرویسه که شبیه  هومن سیدیه هستش رو ببینه


وارد مدرسه که هیچ وارد جهنم میشم  وبازهم دوستم میاد و اون حرف همیشگی اش رو میزنه میگه وایییی اون پسره چقدر شبیه لیتو بود و من هم با چهره ایی پوکرفیس مانند  نگاهش می کنم و به این می نگرم چقد اسکول دورو ورم جمع شده کلی اسکول دوست داشتنی


بازهم صف مزخرف و صحبت های مشاور سر صف

و وارد کلاس میشی تا ساعت سه بعد از ظهر که برم خونه بازهم همون اتفاقات به خونه که میرسم باید کارهمیشگی رو بکنم به مامان و بابام زنگ بزنم واطلاع بدم رسیدم  شیش ساعت فکرمیکنم گوشیمو کجا گذاشتم بعد زنگ میزنم مامانم جواب نمی ده بابامم که خاموشه طبق معمول سر عمل هستن  بعد از خوردن غذا تو اوج خوابی که  والدینت زنگ میزنن چون تازه میسکالت رو دیدن خواب زده میشی تا میای بخوابی یاد بدبختی هات میفتی جشنواره اخر سال مسابقه هایی که شرکت کردی امتحانا و مقاله هاییی که باید مینوشتی و هنوز ننوشتی میفتی پوففففف تصمیمت برای خواب عوض میشه تصمیم میگیری فیلم نگاه کنی و مثل همیشه یه هندی با مژه اش یک مجسمه ده تنی رو بلند میکنه

و .......... تاشب روزبعدم دوباره از این اتفاقا تکرار میشه



بدجور دچار روزمرگی شدم خیلی بدجور حتی کلاس های مختلف میرم امابازم فایده نداره درکمال ناباوری بین این اوضاع بدبختیم و امتحانا متوجه شدم که  افسردگی هم دارم اونم افسردگی شدید

دربین همه ی اینا چیزی که  بیشتر از همه  ازارت میده ارزو هایی که دیروز تمام زندگیت بودن اما الان با فکر کردن بهشون خنده ات میگیره هییی..



اما در بی همه ی اینا یه چیزی که سرحالم میکنه اینکه هنز ساعتم به گوشی دوستم بلوتوثه پیاماش برام میاد تا صدای ساعتم درمیاد  اینفدر خوشحال میشم پیاماشو میخونم و بعد بهش میگم ک اینطور شده برات این اتفاق افتاده یا فلانی این رو بهت گفته بعد میگه ازکجا میدونی منم بهش میگم جن دارم باورنمی کنی واییی هنوز که هنوزه منو میبنه فرار میکنه خخخخخ


۲ ۰
arya baradaran
۳۰ فروردين ۱۰:۵۵
الله اکبر چه هیولاهایی هستین شما البته همشو نخوندم خوابم گرفت

پاسخ :

😐😕
Alireza z.i
۳۰ فروردين ۱۴:۳۰
این قسمت : اوسکل های دوست داشتنی :)))

پاسخ :

😂😂😂😂😂😂😂
سیّد محمّد جعاوله
۳۰ فروردين ۱۹:۰۷
سلام
جالب بود متن

پاسخ :

درود 😊
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
اگر قرار است برای چیزی زندگی خود را خرج کنیم ، بهتر آن است که آنرا خرج لطافت یک لبخند و یا نوازشی عاشقانه کنیم .


<<شکسپیر>>





طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان