تایتل قالب


۳ مطلب در ۱۱ مرداد ۱۳۹۶ ثبت شده است

ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺗﻔﻨﮓ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺁﺧﺮ ﺑﻪ ﺍﻭﻝ ﺧﻮﻧﺪﯼ؟؟؟

 

 

 






 


ﮔﻨﻔﺖ ...
ﻣﻌﻨﯽ ﻧﺪﺍﺩ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﻪ ﻣﺮﮔﺸﻪ ...
ﮔﻔﺘﻢ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺸﻪ ﺍﺯﺵ ﯾﻪ ﻧﮑﺘﻪ ﺍﺧﻼﻗﯽ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩ ﮐﻪ ﻧﺸﺪ!
ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﻭﻗﺘﺘﻮﻥ ﺭﻭ ﮔﺮﻓﺘﻢ
ﻣﻦ ﺩﯾﮕﻪ ﻋﺮﺿﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ...!  ؛)


خسته ام

از غر غرای مامان

از چغولیاش پیش بابا

از داد ای بابا سر خودم

از مبینا که نخود آش میشه

از محدثه که هیچ وقت نشد طرف من را بگیرد

از آدمای مجازی ای که همش بهشون بدهکار شدم

از همه از این دنیای لعنتی

این روزها تنها از خودم میپرسم که چرا هنوز زنده ام

واقعا چرا....


+قلبم بدجوری درد میکنه...از این همه نامردی....

++بابا جون میبینی این روزا رو 12ساله که هر روزم داره این جوری میگذره...پر از گریه....12ساله که هر روز زندگیم پر از تنفره...12ساله که منتظرم که یه روز خوب بیاد ...بی نظیر ..بدون هیچ غمی...پر از لبخند...دیگه ازم نخواه منتظر بمونم...همین!




نمیخوام

نمیخوام اینطوری بمونی

خودت باش

به من میگی بیخیال اون یه نفر شو بعد خودت به خاطر یه نفر میخوای بذاری بری

نمیخوام

نمیخوام باور کنم که داری میری

نمیخوام وبلاگاتو ببندی

میخوام باهات حرف بزنم

خودخواه نباش

منم هستتم....البته اگه برات نمرده باشم-_-







اگر قرار است برای چیزی زندگی خود را خرج کنیم ، بهتر آن است که آنرا خرج لطافت یک لبخند و یا نوازشی عاشقانه کنیم .


<<شکسپیر>>

ایمیل:candezi8151@gmail.com
اینستا:majedeh_81@
majedeh._@