بگذار دیوانه بمانم..آری!....خدایا...بگذار..من..تنها مجرد دنیا باشم...چرا باید به خاطرعقاید دیگران بخواهم عاشق شوم..وازدواج کنم و ..شخصی را بدبخت...

 

من همونم..همونی که وقتی میدید دو نفر عاشقانه همو دوست دارن پوزخند میزد و میگفت چرت است

برای خوب شدن رابطه دو نفر تلاش میکرد اما ته دلش چیزهای دیگری میگفت..

همونی که از عاشق شدن بیزار بود

همونی که از عشق متنفر بود

همونی که همه ی دنیا میدونستن از ازدواج متنفره

همون آدمی که خواهرش میگفت:تو نمیتونی عاشق شی ..عشقتو بدبخت میکنی

چی شد..چ کار کردم ..چه کار کردی؟!که وقتی به خودم آمدم عاشقت شده بودم....نه!

پایان میدهم این عشق را اگر ته داستان به بدبخت شدن تو بخواهد بکشد....

 

 

پ ن ۱:اشک هایم امانم را بریده اند

و دیوانه ام کرده اند

خدایا... ی تنفس مصنوعی بهم میدی؟!

نفسم دیگر بالا نمیاد

کاشکی بمیرم!

 

پ ن ۲:عاشق که شوی

مهم نیست

که با تو باشد

یا با کس دیگری

اگر بدانی که پیش تو ماندنش

موجب بدبختیش شود

و تمام عمرش به فنا برود

یا که غمگین باشد

ترجیه میدهی

پیش کس دیگری باشد

کسی که کنارش احساس خوشبختی کند

و گذر زمان را متوجه نشود

اگر عاشق باشی

حتما این کارو میکنی

چون زندگی خودت دیگر برایت مهم نیست

و تنها به او  فکر میکنی

فرقی نمیکند برایت

که ته زندگی خودت چه میشود

فوقش

ته ته ته ته ته ته ته ته تهش

ی نخ سیگارو

ی قطره اشک که از گوشه چشمت پایین میاید

وکلی خاطره که توی مغزت مرور میشه

وصدای ی عالم آهنگ که انگار واسه تو نوشته شدن

و  یه سقوط آزاد

.

.

.

و

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

ی خواب عمیقــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۰ موافق ۴ مخالف
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان